فریاد ما  Fariade Ma

             این نشریه کاملا مستقل و دور از سازمان و حزب و ... بوده و فقط برای رساندن فریاد دادخواهانه مردم ایران راه اندازی شده است .                                                                     جمهوری اسلامی با پذیرش ولایت فقیه و صغیر دانستن 70 ملیون ایرانی عملاً ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد

بایگانی شماره  ( 21 )

شماره 21 ، سال دوم ، خرداد ماه Juni 2006 Nr. 21   1385   5/0 یورو

در این شماره می خوانید :

 

1 .  گوشه ای از فریاد ما

2 .  کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان
3 . طرحی نو ، باز هم سرکوب زنان شروع شده
4 . نگاهی دیگر به شرایط زن
5 . پايان پرونده هسته اى به ظهور ولى عصر منجر مى شود
  

مدیر مسئول

امیر خزائی

سر دبیر

شهاب سبحانی

هیئت تحریریه

نگین پوردلیر

محمدهادی پوردلیر

طرح روی جلد : 

محمدهادی پوردلیر

آدرس :

Shahab Sobhani

Fritzhusemann Str. 20A

59192 Bergkamen

Tel.: +49 177 400 66 17

        +177 384 26 24

s_sha_30@yahoo.de

www.azadegy.de/Fariade%20Ma/index.htm

یادآوری

این نشریه زیر نظر مدیر مسئول برای رساندن فریادمان به دیگران و دفاع از حقوق انسان ها در ایران و افشاگری جنایات و خیانتهای رژیم اسلامی منتشر میشود.

نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی تائید و پذیرش آنها نمیباشد .

با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و انتشار آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد است

فریاد ما

گزارش تصویری از میز کتاب

در شهر هام توسط اعضای کانون شاخه مونستر

گوشه ای از فریاد ما

 

ما در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و متحجر می گيرند، رشد نمودیم .

اين کشور که:

با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ناکس شده است .

اين کشور که:

به گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که : مردم ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و برای غير خودی ها نا درست است .

اين کشور که:

حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين اعتراض مردم توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.

این کشور که :

نمایندگانش منصوب ولی فقیه و شورای نگبان بوده و در خانه به اصطلاح مردم در خواب هستند

وای به حال ما مردم عادی

این کشور که : ...

ما گفتنی زياد داریم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها نيست ولی اين سر آغازی برای رساندن نجوای مان که اينک به صورت فريادی شده است می باشد.با اميد همکاری شما انسان های آزاده و آزاديخواه .

ماهنامه فریاد ما

کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان

مصوبه 18 دسامبر 1979(27آذر 1358)- قطعنامه شماره 180/34 مجمع عمومی سازمان ملل متحد

قدرت اجرايي بنابر ماده 27(1) سوم سپتامبر 1981(12 شهريور1360)

تنظیم: امیر خزائی                                     بخش دوم

ماده دوم

دولتهاي عضو، تبعيض عليه زنان را در تمام اشکال آن، محکوم ميکنند و بيدرنگ و با کليه ابزارهاي مناسب، با سياست محو تبعيض عليه زنان موافقت ميکنند و آنرا پي گيري مينمايند و بدين منظور امور زير را تعهد ميکنند:

الف- گنجاندن اصل برابري مردان و زنان در قوانين اساسي شان يا ديگر قانونگزاريهاي متناسب در اين مورد. (دولتهای عضو) اگر تاکنون چنين قانوني را وضع نکرده اند از طريق وضع قانون (قوانين عادي لازم الاجرا) يا ديگر ابزارهاي مناسب از تحقق عملي اين اصل اطمينان حاصل خواهند کرد.

ب- اتخاذ قوانين مناسب و ديگر اقدامات لازم که شامل تصويب مجازاتهاي مناسبی است، بمنظور جلوگيري از اعمال تبعيض عليه زنان.

ج- ايجاد حمايت قانوني از حقوق زنان بر مبناي برابري با مردان و اطمينان از طريق دادگاههاي صالح ملي و ديگر نهادهاي عمومي در جهت حمايت موثر از زنان در مقابل هر نوع اقدام تبعيض آميز.

د- خودداري از انجام هرگونه اقدام و عمل تبعيض آميز عليه زنان و تضمين اينکه مقامات و موسسات عمومي طبق اين تعهد عمل نمايند.

ه - اتخاذ هرگونه اقدام مناسب در جهت حذف تبعيض عليه زنان بوسيله هر فرد، سازمان يا موسسه.

و- اتخاذ اقدامات مناسب که شامل (تدابير) قانونگذاري براي تغيير، اصلاح يا فسخ قوانين موجود، مقررات، عادات (عرف) و عملکرد هائي که باعث بوجود آمدن تبعيض عليه زنان ميباشند.

ح- لغو کليه مقررات کيفري داخلي (ملي) که باعث بوجود آمدن تبعيض عليه زنان ميباشند.

ماده سوم

دولتهاي عضو کليه اقدامات لازم و مناسب را در تمام زمينه ها بويژه سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و از جمله قانونگزاري، اعمال خواهندکرد تا بدينوسيله از توسعه و پيشرفت کامل (وضعيت) زنان اطمينان حاصل نمايند. ( اين اقدامات) به منظور تضمين حقوق زنان جهت اعمال و بهره مندي آنان از حقوق بشر و آزاديهاي اساسي بر پايه برابري با مردان انجام خواهد گرفت.

ماده چهارم

1- اتخاذ اقدامات موقت و ويژه که بوسيله دولتهاي عضو و بمنظور سرعت بخشيدن بالفعل در برقراري برابري بين مردان و زنان انجام ميگيرد نبايد بعنوان (رفع) تبعيض بگونه اي که در اين کنوانسيون تعريف شده است، تلقي گردد. اما (برعکس) اين اقدامات موجب اعتبار بخشيدن و حمايت از نابرابري و (بکار بردن) معيارهاي مجزا خواهد شد، (زيرا) در زمان رسيدن به اهداف مورد نظر که فرصتها و رفتارهاي برابر است، (اين اقدامات موقت) متوقف خواهد شد.

2- اتخاذ تدابير ويژه دولتهاي عضو که شامل اقداماتي است که در کنوانسيون حاضر جهت حمايت حق مادري منظور شده است، به عنوان تبعيض در نظر گرفته نخواهد شد.

ماده پنجم

دولتهاي عضو اقدامات مقتضي زير را به عمل خواهند آورد:

الف- اصلاح الگوهاي رفتاري اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان به منظور دستيابي به حذف تعصبات، عادات و ديگر عملکردها که بر پايه اعتقادي دون و زير دست قرار دادن يا برتري (يک جنس نسبت به جنس ديگر) يا نقش هاي کليشه اي براي مردان و زنان قرار دارد.

ب- مطمئن شدن از آموزش و پرورش خانواده که شامل درک مناسب و صحيح از (وضعيت) مادري بمثابه يک وظيفه اجتماعي و شناسائي مسئوليت مشترک مردان و زنان در رشد و تربيت کودکان ميباشد. (همچنين) با درک اين (موضوع) که منافع کودکان در همه موارد از اولويت برخوردار ميباشند.

ماده ششم

دولتهاي عضو اقدامات مقتضي را که شامل وضع قانون بمنظور (جلو گيري از) تمام اشکال معامله بر روي زنان و بهره برداري از روسپيگري آنان است، بعمل خواهند آورد.

قسمت دوم

ماده هفتم

دولتهاي عضو اقدامات مقتضي براي حذف تبعيض عليه زنان در حيات سياسي و اجتماعي کشور بعمل آورده و بويژه اطمينان حاصل نمايند که (در شرايط) مساوي با مردان، حقوق زير براي آنها تامين گردد:

الف: (حق) راي در همه انتخابات و همه پرسي هاي عمومي و صلاحيت انتخاب شدن در تمام ارگانهاي انتخاباتي عمومي

ب: (حق) شرکت در تعيين سياست هاي حکومت (دولت) و اجراي آنها و به عهده داشتن پستهاي دولتي و انجام وظائف عمومي در تمام سطوح حکومتي (دولتي)

ج: (حق) شرکت در سازمانها و انجمنهاي غير حکومتي (دولتي) که مربوط به حيات سياسي و اجتماعي کشور است.

ماده هشتم

دولتهاي عضو اقدامات مقتضي را (براي زنان) بدون هيچگونه تبعيض و در شرايط مساوي با مردان بعمل خواهند آورد تا آنها از اين فرصت (استفاده کرده) و به عنوان نماينده دولت خود در سطح بين المللي و در فعاليت سازمانهاي بين المللي مشارکت کنند.          ادامه دارد

طرحی نو ،

باز هم سرکوب زنان شروع شده

شهاب سبحانی

محمدرضا شاه، زمانی گفته بود آن­هایی که با دولت مخالفند کشور را ترک کنند.این بار سایت اینترنتی آفتاب، به نقل از آیت­الله سیدمهدی طباطبایی، عضو ائتلاف آبادگران، 31 فروردین ماه نوشت: «طباطبایی در عین حال،‌ به کسانی که حاضر نیستند حجاب را رعایت کنند، توصیه کرد که از کشور بیرون روند چون در کشور اسلامی مثل ایران جایی برای آن­ها نیست.»

روز سه شنبه و چهارشنبه  و 3029 فروردین 1385 – 18 و 19 آوریل 2006، گروهی در حدود 200 نفر از زنان وابسته به رژیم برای تشويق نمايندگان با «بدحجابی» در جلوی مجلس تجمع کرده بودند، با استقبال نمایندگان مجلس و همچنین پوشش خبری گسترده رسانه­های رژیم قرار گرفتند.

در ميان تجمع­كنندگان عماد افروغ، رييس كميسيون فرهنگی، سيدجلال يحيی­زاده، ‌ستار هدايت­خواه، پرويز سروری، فاطمه آليا، عشرت شايق، لاله افتخاری، عفت شريعتی، هاجر تحريری نيك صفت، غلامرضا مصباحی مقدم و محمد خوش چهره، حسن كامران، از نمانیدگان مجلس شورای اسلامی حضور داشتند.

بنا به گزارش اعتماد، 29 فروردین 1385، اين گروه که تعدادشان يک­صد نفر گزارش شده، پلاکاردهايی در دست داشتند که روی آن­ها شعارهايی از اين قبيل نوشته شده بود: «مجلس اسلامی، کو قانون الهی؟»، «حجاب زنان مسلمان خار چشم دشمان اسلام است» و «حجاب مصونيت زنان است نه محدوديت زنان».

بدین ترتیب دور جدیدی از رعب و وحشت با اعدام دسته­جمعی ده نفر در زندان اوین و با تشدید سرکوب زنان، شده است. «زنان خانواده‌‏های شهدا، ايثارگران، جانبازان و امت حزب­الله برای دومين روز متوالی در اعتراض به بدحجابی و فساد اخلاقی در مقابل مجلس هفتم تجمع كردند.» تجمع­کنندگان بيانيه­ای قرائت کردند که طی آن از قوای سه گانه مجريه، مقننه و قضائيه ايران خواسته شده است با «طراحان لباس­های مبتذل و عناصر اشاعه دهنده فساد و فحشا برخورد قاطع و ريشه­ای و دائمی»، کنند. صادرکنندگان بيانيه «اشاعه بی­حجابی و بی­بند­وباری» در ايران را توطئه­ای دانسته که «دشمن» با هدف «مقابله با شتاب روز افزون جوانان در عرصه­های علمی و فناوری و بخصوص معنويت» طرح­ريزی کرده است و ابراز نگرانی کرده­اند که گسترش آنچه بی­حجابی و بی­بندوباری خوانده­اند نيروی جوانان ايران را تحليل برد و آينده اين کشور را با مشکلات جدی مواجه سازد.

در اين بيانيه هشدار داده شده که«امت حزب­الله از اين­که چهره شهرهای ميهنشان آلوده شده، شرمنده آيت­الله خمينی، بنيان­گذار جمهوری اسلامی و شهدا هستند و کاسه صبرشان لبريز شده است.»

بنا به گزارش خبرنگار پارلمانی ايلنا، 30 فروردین ماه، تجمع كنندگان كه تعداد آن­ها به 200 نفر می‌‏رسيد، در ادامه اعتراض روز گذشته خود برای دريافت پاسخ و اقدام مجلس در برخورد با بدحجابی در مقابل مجلس تجمع كردند. محمدرضا باهنر، نايب رييس مجلس به همراه جمعی از اعضای فراكسيون زنان و اعضای كميسيون فرهنگی در جمع تجمع­كنندگان حاضر شد و به ايراد سخنرانی پرداخت. تجمع‌‏كنندگان معترض به بدحجابی پلاكاردهای در حمايت از دولت احمدی‌‏نژاد و مجلس‌‏هفتم در دست داشتند، بر روی پلاکاردها این شعارها نوشته شده بود: «رييس ‌‏جمهور صميمی، پركار و افتخارآفرين در تمام صحنه‌‏های داخلی و بين‌‏المللی تلاش‌‏هايت را سپاس»، «حجاب مصونيت است نه محدوديت»، «مجلس اصولگرا تشكر تشكر» در پايان اين تجمع يكی از زنان به نمايندگی از طرف جمعی از خانواده‌‏های شهدا، جانبازان، ايثارگران و امت حزب‌‏الله و در اعتراض به وضعيت بی‌‏حجابی و بی‌‏بندوباری سخن گفت. همچنين يكی از مسئولان انتظامات اين تجمع عنوان كرد؛ زنان معترض تجمع خود را از مقابل مجلس به مقابل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتقل می‌‏كنند.» عماد افروغ، رئيس کميسيون فرهنگی مجلس در جمع عناصر حزب­الله، گفت: «مانتوهای جلف با سه الی چهار هزار تومان خريد و فروش می­­شود اما بانوان ما بايد قيمت­های هنگفتی برای لباس­های پوشيده بدهند... چرا بايد شاهد عرضه مدهای غربی به کشور باشيم اما در استفاده از قابليت­های زيادی که در دانشگاه­ها و گروه­های طراحی وجود دارد ناتوان باشيم؟»

در این تجمع زنان حزب­الهی، نمايندگان‌ مجلس جمهوری اسلامی‌ فرصت را مغتنم شمردند‌ تا با حضور در این جمع، سیاست­های ضدزن خود را اعلام كنند. یکی از این نمایندگان «لاله‌ افتخاری»‌، عضو آبادگر مجلس‌ شورای‌ اسلامی، بود که‌ ضمن‌ تاکید بر طرز لباس‌ پوشيدن‌ برخی‌ جوانان که وی چنین لباس پوشیدن‌ را درشان‌ ملت‌ ايران‌ ندانست،‌ خواستار اتخاذ يك‌ تصميم‌ جدی‌ برای‌ «بهبود» وضع‌ فرهنگ‌ جامعه‌ شد. وی مدعی‌ شد، جوانان‌ ما تابلوی‌ مدی‌ برای‌ ترويج‌ فرهنگ‌ بيگانه‌ و خواسته‌ها و كالاهای‌ آن­ها شده‌اند.

عفت‌ شريعتی، عضو فراكسيون‌ زنان‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی،‌ با تاكيد بر لزوم‌ برنامه‌­ريزی‌ فرهنگی‌ برای‌ رفع‌ ناهنجاری‌ها خاطر نشان‌ كرد كه‌ نهاد قانونگذاری‌ خواسته‌ معترضان‌ به‌ بد حجابی‌ در جامعه‌ را در قالب‌ طرح‌ مد و لباس‌ برآورده‌ می‌كند.  

قبل از هر تفسیر و تحلیلی این مسئله حائز اهمیت است که در تهران بیش از دوازده میلیونی، فقط 200 نفر از زنان حزب­الهی در مقابل مجلس تجمع می­کنند و خواهان سرکوب زنان می­شوند، نشان­دهنده درماندگی جمهوری اسلامی در مقابل دختران و زنان است که به عناوین مختلف معیارها و ارزش­ای ارتجاعی و خرافی اسلامی را با روش­های خود و در طرز لباس پوشیدن به نمایش می­گذارند. امروز آن دختر و زنی که لباس­های موردپسند جمهوری اسلامی را نمی­پوشد و یا آرایش می­کند، باآگاهی به این امر، که با مزاحمت و پرخاشگری عناصر حزب­الله و یا مامورین انتظامی روبرو خواهد شد، با این وجود چنین خطراتی را به جان می­خرد تا به این شکل اعتراض سیاسی و اجتماعی خود را بیان دارد.

از سوی دیگر این مسئله باید قاعدتا برای فمینیست­ها نیز قابل فکر و تعمق باشد که معضل و مشکل همه زنان را در یک کاسه نریزند و زنان حزب­الهی، خواهران زینب، زنان مجلس جمهوری اسلامی، نه تنها مشکل میلیون­ها زن کارگر و خانه­دار و آزادی­خواه را ندارند، در عین حال برای سرکوب زنان آزادی­خواه نیز چماق ارتجاع و عقب­ماندگی را بلند کرده­اند. خود این زنان، با وجود تحت فشار بودن توسط شوهران، خود نیز تفکر ارتجاعی ضدزن دارند.

اساسا هیچ کدام از مذاهب، به ویژه اسلام، زن و موجودیت او را به عنوان یک انسان مستقل به رسمیت نشاخته است، از این رو چند زنی که به عنوان دکور در مجلس شورای اسلامی حضور دارند، در سازمان ­دهی سرکوب زنان و تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی آنان دست کمی از مردان این مجلس خرافی ندارند. هم­چنان که در حکومت سلطنتی زنان گل­چین شده برخی از ژنرال­ها را به دستور «اعلیحصرت همایونی»، روانه مجلس شورای ملی و سنا می­کردند تا به این گونه به افکار عمومی وانمود کنند که در ایران، زنان از آزادی برخوردار هستند. بنابراین برخورد غیرانسانی به حقوق و آزادی­های فردی و اجتماعی زنان توسط حکومت­ها، اسناد فراوان تاریجی موجود است. رضا شاه، دستور داد تا با توسل به زور و خشونت و پلیس، چادر از سر زنان برداند؛ خمینی نیز به مراتب وحشیانه­تر از رضاشاه، با توسل به همین شیوه، زنان را وادار کرد تا حجاب بر سر کنند. چنین سیاستی دو روی یک سکه دیکتاتوری است و تجاوز آشکار به حقوق و آزادی­های آنان و کل جامعه.

حدود شصت و نه سال پيش، رضاخان مبرپنج، شاه وقت ايران، ظاهرا بعد از سفری به ترکيه، تحت تاثير فرهنگ اروپائی آتاتورک قرار گرفته بود، فرمان برداشتن چادر و روسری و روبنده زنان، روز «کشف حجاب» را صادر کرد. این فرمان، به سرعت تبديل به قانونی شد که در آن عبور و مرور زنان را در ملاء­عام در صورت داشتن حجاب يا با سر پوشيده ممنوع می­کرد.

اکنون نیز مدت­هاست که طرح مد و لباس اسلامی، در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است.

هنوزچند ماهی از انقلاب 1357 مردم ایران، نگذشته بود که خمینی، فرمان حجاب اجباری اسلامی را صادر کرد. زنان در روز جهانی زن، یعنی در اولین بهار آزادی، با برگزاری تظاهرات­هایی در مقابل این فرمان خمینی، دست به مقاومت و اعتراض زدند.                   ادامه دارد

پايان پرونده هسته اى به ظهور ولى عصر منجر مى شود!؟

محمدهادی پوردلیر

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم گزارش پرونده هسته اى به شوراى امنيت را پروژه اى دانست كه پايانش به ظهور حضرت ولى عصر منجر خواهد شد.

عبدالنبى نمازى درخصوص پرونده هسته اى ايران گفت: اساساً ماهيت استكبار در طول تاريخ با عدل، عدالت، انسانيت، كرامت، شرافت و حقوق بشر كه از آن دم مى زنند، هيچ گاه سازگار نبوده است زيرا مسير آنها، مسير سلطه و چپاول جان ها و اموال بشريت است. وى افزود: هنر رهبران سياسى، فكرى و فرهنگى ما بايد بر اين باشد كه حلقه هاى منفصل را به هر نوع و شكلى به هم مرتبط كنند و اين آگاهى و اتحادى كه در جهت مقابله با اين روحيه سلطه طلبى سران صهيونيسم در كاخ سياه آمريكا و ساير كشور هاى غربى به وجود آمده است را تقويت كنند تا ملت ها با محاصره آنها مطالبات و حقوق مسلم خودشان را درخواست كنند. نمازى افزود: اين مسائلى كه امروزه در جهان شاهدش هستيم، نشان دهنده درگيرى و رويارويى جبهه حق و جبهه باطل است كه از آغاز تاريخ نبوت انبيا شروع شده و ان شاءالله با ظهور حضرت مهدى و تشكيل حكومت جهانى و به اهتزاز در آوردن پرچم اسلام كه نشان دهنده قدرت قهرى خداوند است، به پايان خواهد رسيد. این هم نظام ولایت فقیه که دائم در حال طرح سرکوب و کلاه گزاردن سر مردم است

نگاهی دیگر به شرایط زن

نگین پوردلیر

بسیاری می گویند و زنان در رأس آنها. که قصد به دست گرفتن قدرت را ندارند و نمی خواهند در قدرت شریک باشند. در این دیدگاه، قدرت نهادی ست مردانه که قصد سرکوب دارد، قرار است بکشد، اعدام کند و ظلم و جور روا بدارد. تاکنون نیز همیشه این بوده و بعد از این نیز تغییر نخواهد کرد. بنابراین خود را از قدرت کنار می کشند و سبب می شوند، بعد از این نیز همان بماند، که بود.قدرت در اینجا یعنی حاکمیت سیاسی و حکومت در تاریخ همواره نماینده طبقه حاکم بر جامعه بوده است. این طبقه حاکم نیز تاکنون اقلیتی در جامعه را تشکیل می دادند. حتی سابقا دراتحاد جماهیر شوروی نیز که حکومت به عنوان نماینده اکثریت جامعه، قدرت را به دست گرفت، بیراهه را برگزید و تبدیل به یک دیکتاتوری دولتی گشت. بنابراین قدرت مفهومی ست نسبی و به سبب دارنده آن نقش آفرینی می کند. به تعبیری، قدرت فاسد است. البته قدرتی که در دست مفسدین قرار گیرد، فاسد می شود. قرار نیست مفاهیم را مقدس و ابدی بنگریم و کارکردی را که تاکنون داشته اند به ذات آن مفاهیم تبدیل کنیم. اگر قدرت تاکنون جز سلطه گری و سودآوری هدف دیگری نداشت، باید همت کرد و تغییرش داد. قدرت حاکم تاکنون نه تنها نماینده طبقه حاکم بوده، بلکه نماینده جنس حاکم در جامعه نیز بوده است. چنین امکانی هرگز در تاریخ بوجود نیامد که قدرتی دمکرات متشکل از هر دو جنس و به عنوان نماینده واقعی اکثریت جامعه ابراز وجود کند. از دمکراسی های بورژوایی برخی کشورهای اسکاندیناوی که حتی با سهمیه های 50 درصدی زنان، بر جامعه حکومت می کنند، می گذرم. چنین "قدرتی" هرگز به وجود نیامد. اما آیا این سرنوشت تاریخ بشری است که باید همواره تکرار گردد؟ چرا نباید تلاشی برای تغییر آن کرد؟ مگر مبارزات زنان در طول تاریخ هدفی جز این داشته که از زیر سلطه تبعیض جنسی خارج شود؟ فرهنگ مردسالارانه را نابود کند و عدالت جنسیتی برقرار نماید؟ نه تنها در خانه، بلکه در محیط کار و در کل جامعه؟ هم در قانون و هم در عرف و هم در زوایای تربیتی و فرهنگی حاکم؟ چگونه می توان بر این بی عدالتی فائق آمد؟ تصور اینکه در جایگاه اپوزیسیون می توان بی عدالتی جنسیتی را نابود کرد، اتوپیایی بیش نیست که هرگز متحقق نخواهد شد. صحبت از جزیره ای خیالی نیست که همه چیز به عالی ترین نحو در جای خود قرار گرفته و نیازی به اعمال قدرت در آن نیست و روابط بر اساس قراردادهای دمکراتیک انجام می گیرد.  صحبت از جوامع واقعی بشری ست که اگر قدرت را به دست نیاوری، آن را به دست می آورند، و حکومت می کنند و قانون وضع می کنند و زنان را سرکوب می کنند و فقرا را فقیرتر می کنند و شیره کارگران را می کشند و بعد بیکارشان می کنند و کودکان را به حراج می فروشند و می دزدند و می برند و تاراج می کنند. قدرت یعنی تعیین سرنوشت. اگر قرار است زنی سرنوشت خود را، خود تعیین کند، باید صاحب قدرت شود.  زنی که قدرت نداشته باشد، به راحتی بر او حکومت می شود. اگر قرار است زنان قوانین  تبعیض آمیز را تغییر دهند، بدون داشتن قدرت در دستان خود، قادر به تعویض هیچ قانونی نیستند.  تا زمانی که قدرت تنها در دست مردان قرار دارد، رفع تبعیض جنسی امکان ناپذیر است. در این جا تأکید می کنم که منظور از شرکت در قدرت، حاکمیت جمهوری اسلامی که سراپا ارتجاعی و اصلاح ناپذیر است، نمی باشد. بلکه قدرت به طور کل مد نظر است. روشن است که هیچ گاه وجود چند زن در قدرت، این امکان را برای زنان بوجود نمی آورد که حضور واقعی خود را تأمین نمایند، بلکه نمایندگان واقعی و آگاه اکثریت زنان باید هم دوش مردان برای محو ستم مردسالاری مبارزه کنند. مبارزه ای حاد و جانانه که موانع بسیار جان سختی در مقابل خود دارد.یکی از این موانع، از قضا دیدگاهی ست که آگاهانه یا ناآگاهانه می خواهد همواره در جایگاه اپوزیسیون ایفای نقش کند. این دیدگاه به طور واقعی نمی جنگد، خود را در جزیره معبود خود عاری از وجود مردان حبس می کند و به این ترتیب معضل تبعیض جنسی را برای خود حل می کند. این دیدگاه به دلیل آنکه زنان به سیاهی لشکر مردان تبدیل می شوند، آن ها را منع به شرکت در فعالیت های سیاسی- اجتماعی همراه با مردان می کند. اگر قرار باشد زنان با خود بحث کنند، خود را آگاه کنند،(کما اینکه به همین دلیل، زنان به طور واقعی نیز به لحاظ آگاهی فمینیستی رشد بسیاربیشتری از مردان کرده اند)، به دور خود جمع شوند، از جمع مردان بگریزند و آن ها را به درون خود راه ندهند، مسائل ویژه خود را در میان مردان نبرند، آنها را مجبور به پذیرش سهمیه بندی نکنند و جایگاه خود را به آنان تحمیل نکنند، چگونه می توانند در جامعه مردسالار ابراز وجود کنند؟  چگونه می توانند  فرصت های نابرابر را برابر کرده و از امکاناتی که توسط مردان اشغال می شود، استفاده کنند؟ چگونه می توانند جامعه را از غل و زنجیر فرهنگ مردسالارانه رها سازند؟ قرار بر این نیست که مردان از سر راه برداشته شده و یا نیست و نابود گردند. هدف این است که مردان نیز به آگاهی فمینیستی دست یابند و داوطلبانه و یا بالاجبار از برخی منافع جنسیتی خود که علیه جنس مقابل عمل می کند، بگذرند. قرار بر این است که مطالبات زنان در برنامه جنبش های اجتماعی آمده و برای آن به عنوان یکی از مهم ترین معضلات جامعه مبارزه انجام گیرد. قرار بر این نیست که تشکل های زنان قدرت را به دست گیرند، هدف این است که نمایندگان آگاه زنان به عنوان نیمی از جامعه بشری برای تغییر اجتماعی در قدرتی دمکراتیک شرکت کنند که تاکنون نقشی در آن نداشته ا ند. اگر تجربیات تاکنونی نشان داده که زنان به محض شرکت در احزاب و جنبش های اجتماعی از مطالبات و خواسته های خود دست می شویند و دنباله رو اهداف عمومی جامعه شده و در نتیجه به سیاهی لشکر این جنبش ها تبدیل می گردند، دلیل بر ضعف تشکل های زنان و عدم قاطعیت آنها در طرح مطالباتشان است، نه دلیلی برموجه بودن  سیاست عدم شرکت در جنبش های اجتماعی.البته شرکت در جنبش هایی مدنظر است که آماده اند تا از مطالبات و درخواست های زنان حمایت به عمل آورند و آنها را با قاطعیت پیش  ببرند. اگر ما زنان در این جنبش ها شرکت فعال نداشته باشیم و آن ها را دو دستی به مردان واگذار کنیم، چه انتظاری داریم که از مطالبات و درخواست های زنان قاطعانه حمایت به عمل آید؟  یکبار برای همیشه باید بدانیم که بدون حضور فعال زنان آگاه و فمینیست در جنبش های اجتماعی، دست یابی به هیچ کدام از درخواست های زنان امکان پذیر نیست. بدون شرکت فعال زنان در کلیه نهادهای یک حکومت دمکراتیک، به طور مساوی با مردان که می بایست از طریق سهمیه بندی متحقق گردد، تلاش مستمر برای تغییر قوانین تبعیض آمیز ناممکن است.

 

                                


بازگشت به خانه