فریاد ما  Fariade Ma

             این نشریه کاملا مستقل و دور از سازمان و حزب و ... بوده و فقط برای رساندن فریاد دادخواهانه مردم ایران راه اندازی شده است .                                                                     جمهوری اسلامی با پذیرش ولایت فقیه و صغیر دانستن 70 ملیون ایرانی عملاً ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد

بایگانی شماره 4

شماره 4 ، سال یکم ، دی ماه 1383  Januar  2005 Nr. 4  5/0 یورو

در این شماره می خوانید :

1 . گوشه ای از فریاد ما

2 . باز ماندگان زلزله بم بدون امکانات اولیه پس از یکسال  

3 . خاطرات زندان از زندان های رژیم اسلامی

4 . کانامه محمد مختاری و اظهارنظرهائی در باره او

5 . آیا مجلس خبرگان مقبول و مشروع است

6 . مفروشید

7 . دین بهانه ای برای سرکوب

مدیر مسئول

شاهرخ الیاسی

سر دبیر

فاطمه الیاسی

هیئت تحریریه

شجاعی جزیی

داوود شجاعی جزیی

امیر خزائی

روملا ابراهیمی

 

طرح روی جلد : 

شاهرخ الیاسی

آدرس :

 

Shahrokh Elyasi

Mark Graf Str. 33

30419 Hanover

Tel: 0049 511 132 55 25

Email : eliasi30@yahoo.de

www.azadegy.de/Fariade%20Ma/index.htm

یادآوری

این نشریه زیر نظر مدیر مسئول برای رساندن فریادمان به دیگران و دفاع از حقوق انسان ها در ایران و افشاگری جنایات و خیانتهای رژیم اسلامی منتشر میشود.

 

نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی تائید و پذیرش آنها نمیباشد .

 

با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و انتشار آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد است

 

با تسلیت به بازماندگان فاجعه بم

شرایط زندگی  بازماندگان یکسال پس از زلزله بم عملاً لکه ننگ دیگری برای ولایت فقیه و دیگر دولتمردان

        

 

یکسال از بم گذشت و بازماندگان فاجعه در حسرت امکانات اولیه با وجود کمکهای مردمی داخل و خارج

گوشه ای از فریاد ما

ما  در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و متحجر می گيرند،  زاده و رشد نموده ایم .

 

اين کشور که:

با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای نا کس شده است .

 

اين کشور که:

به گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که : مردم ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و برای غير خودی ها نا درست است .

 

اين کشور که:

حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين اعتراض مردم توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.

این کشور که : ............

من گفتنی زياد دارم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها نيست ولی اين سر آغازی برای رساندن نجوای من که اينک به صورت فريادی شده است می باشد.

با اميد همکاری شما انسان های آزاده و آزاديخواه .

هیئت تحریریه

بازماندگان فاجعه زلزله بم بدون امکانات اولیه پس از یکسال

شاهرخ الیاسی

یکسال از فاجعه بم گذشت ولی بازماندگان این فاجعه همچنان افسرده و بدون امکانات حتی در چادر زندگی می کنند ولی اربابان نظام و نماینده خدا در زمین و مزدورانش در حال چپاول اموال زیر زمین و روی زمین هستند.

اینان حتی به کمک اهدائی مردم ایران و دیگر مردم جهان هم رحم نکرده و آنها را بنفع خود در بازار ها بفروش رساندن و این بازماندگان در حست آب ، خانه ، درمان و ... حقوق انسانی مانده اند . به بازماندگان این فاجعه تسلیت مجدد میگویم و با صدای بلند اعلام می دارم که این نظام با تمامیتش دزد ، خائن و جانی است و بایستی برود .

به امید سحر

خاطرات زندان از زندانهای رژیم اسلامی

برای بیست و چند سالهای امروز که بدانند که برنسل گذشته چه گذشت؟

 بخش چهارم                                        داوود شجاعی جزیی

1ــ قطع کامل ارتباط زندانی با جهان خارج. در واقع زندانیان در کنار هم قوی بودند، به هم روحیه می دادند و به هم تکیه می کردند. ایزوله کردنشان اولین قدم برای فراهم کردن زمینه های یک شستشوی مغزی بود.

2ــ برخورد شدید خشونت آمیز با لگد و شلاق اگر زندانی در صدد ارتباط بر می آمد و یا به نوعی خود را مشغول می کرد . مثلا اگر لباس گلدار داشت که با طرح های لباس خود را مشغول می کرد، با تنبیه شدید مواجه می شد . از سوی دیگر حاجی سیاست شلاق و شیرینی را در پیش گرفته بود. گاهی می آمد و سخنرانی می کرد. (( حیف این آفتاب نیست ، حیف از این درختان و زیباییها نیست که شما اینجا نسشته اید و جوانی تان گذشته اید.))

3ــ ایجاد جای گزین برای این قطع ارتباط از طریق پخش مدام دعا ، قران و برنامه های مذهبی و بویژه صحبتهای زندانیان که شکستند.علاوه بر آن مصاحبه های خانواده های بسیجیان که در جنگ کشته شده بودند ، نیز پخش می گشت.طبیعی است که زندانی در این موقعیت مقاومت می کرد و مبارزه بسیار طاقت فرسا بود. عامل زمان اینجا نقش اساسی را داشت، آن که قدرت داشت، بازی را میبرد . فرد کم کم از درون تهی می شد . به هیچ کدام از نیازهایش پاسخی داده نمی شد هر روز سه بار غذا و سه بار بیرون رفتن. نیازهای عاطفی اش را قبلا با دوستانش تقسیم میکرد.به این جهت بسیار هم به هم وابسته بودند.قطع این وابستگی قطع شریان سیاسی از یکدیگر نیز بود.این شستشوی مغزی در مقابل مرز بندی با خط توبه تاکتیکی و تئوریزه کردن آن صورت میگرفت. چه با این مرز بندی ،زندانی در بند رژیم هویت ((زندانی سیاسی ))خود را حفظ میکرد آنچه که رژیم همواره سعی میکرد، آنرا نفی کند و هواره در مصاحبه هایشان می گفتند:((ما زندانی سیاسی نداریم))بنابراین حرکت رژیم در مقابل این زندانیان بسیار حساب شده و آگاهانه بود، این الگو می توانست کم کم به بندهای دیگر منتقل شود و کل حرکت زندانیان سیاسی و از خفت و توبه ((تاکتیکی))به یک نوع اعتلا برساند.بنابراین این حرکت باید در نطفه خفه میشد.رژیم نه تنها می خواست زندانی بشکند ،بلکه می خواست هم همه اسلام ایدئولوژیک را بپذیرند و مسلمان شوند.نمونه این حرکت رژیم یعنی اسلام سازی زندان تا مقطع 67 نیز جریان داشت.در سال67 پس از آغازو در حین قتل عام سیاسی زندانیان در تابستان آن سال ، چپ ها را در سه وعده نماز شلاق می زدند تا یا مسلمان شوند یا بمیرند. کیانوش بعدها مسئول بند هم شد. مصاحبه سیما اگر نوارش هنوز در اوین باشه ، باید از نظر روان شناسی واقعا بازبینی و تحلیل شود . او که در تمام مدت صحبتش گریه میکرد ، میگفت :((ما گناه کاریم خدایا مارا ببخش)) میگفت که انگیزه من برای سیاسی شدن هوای نفسانی بود و بدین گونه به آنچه که رژیم می خواست ((یعنی سیاسی شدن چپ ها با آزادی جنسی رابطه دارد )) پاسخ مثبت میداد. دسته دوم تاب این شکنجه روحی را نیاوردند و بپا خواستند ، اما همکاری نکردند.در درون شکست تلخی را تجربه کردند . شکستی که هر کدام فردی و شخصی میبایستی با آن کنار بیایند . اینجا دیگر گروه و دسته بندیها نیروهای سیاسی نمی توانست با آنها کمک کند . برخی واقعا به خدا رسیدند و نماز می خواندند. برخی بر اثر فشار محیط و شرایط زمان به چیزی به نام خدا رسیدند و مجبور به نماز خواندن گشتند. دسته سوم تا آخر این قیامت که 9 ماه بود نشستند .                              ادامه دارد

کارنامه محمد مختاری

و اظهار نظرهایی در باره او

 

تنظیم: فا طمه الیاسی                                          بخش دوم

گاه شمار زندگي و آثار محمد مختاري

1321 يك ارديبهشت، محمد مختاري در مشهد به دنيا آمد.تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در مشهد گذراند.

سپس وارد دانشگاه فردوسي شد و در سال 1348 در رشته ادبيات فارسي فارغ ‌‏التحصيل شد.

1351-1346 انتشار اشعار در مجلات نگين و فردوسي و همكاري با مطبوعات ديگر. انتشار ترجمه واقع‌‏گرايي و داستان بلند از جان آپدايك.

1351 با مريم حسين‌‏زاده، نقاش، ازدواج كرد و حاصل اين ازدواج دو پسر به نام‌‏هاي سياوش و سهراب است.

1352 فعاليت‌‏ خود را در بنيادشاهنامه فردوسي آغاز كرد و پس از مدتي به عضويت هيات علمي اين بنياد درآمد.

1355 انتشار مجموعه شعر در وهم سندباد.

1356 انتشار مجموعه شعر قصيده‌‏هاي هاويه.

1356 انتشار مجموعه شعر برشانه فلات.

1358 انتشار مجموعه شعر شعر 57.

دريس در دانشگاه هترهاي دراماتيك تا سال 1359( انقلاب فرهنگي ). همكاري فعال در نشر جنگ ادبي بيداران.

1359 دبيركانون نويسندگان ايران تا سال 1360 . همكاري با كتاب جمعه.

1360 گردآوري مجموعه شعر بهار و واقعه، كه در گرفتاري سال 1361 از ميان رفت.

1361 در ماه آذر دستگير و زنداني شد.

363 زماني كه او در زندان بود موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، كتاب داستان سياوش از شاهنامه را كه توسط او تصحيح انتقادي شده بود، با حذف نام محمد مختاري و تنها با ذكر نامش در مقدمه كتاب به چاپ رساند.

1363 آزادي از زندان.

1366-1364 سرايش منظومه ايراني.

1368-1365 سرايش و گردآوري اشعار مجموعه خيابان بزرگ كه از سه بخش تشكيل شده است.

اول شعرهاي سال‌‏هاي 58 تا 61 كه بسياري از آن‌‏ها در نشريه‌‏هاي گوناگون همان ايام به چاپ رسيده است. دوم شعرهاي 64-61 كه بخشي سروده زندان است و بخشي شعرهاي جنگ. سوم شعرهاي سال‌‏هاي 68-65.

1370-1365 سرايش شعرهاي مجموعه سحابي خاكستري.

1365 عضويت در شوراي نويسندگان مجله دنياي سخن به مدت سه سال. همكاري با مطبوعات ديگر.

1368 سرايش شعر بلند" آرايش دروني" در ده بخش. انتشار" منظومه ايراني".

نتشار" حماسه در رمز و راز ملي".

1369 انتشار" اسطوره زوال" ( تبلور تضاد و وحدت در حماسه ملي ).

1371 عضويت در شوراي نويسندگان مجله تكاپو انتشار" زاده اضطراب جهان" (ترجمه 150 شعر از 12 شاعر اروپايي).

1374-1371 سرايش شعرهاي مجموعه" وزن دنياگ

1371 تاليف كتاب هفتاد سال عاشقانه ( آنتولوژي شعر عاشقانه معاصر ايران از 1300 تا 1370 ).

1372 انتشار انسان در شعر معاصر ( نقد و تحليل ادبي ).

1373 انتشار تسونايوا ( ترجمه زندگي‌‏نامه ).

1374 انتشار" برگ گفت و شنيد" در كانادا ( مجموعه سخنراني‌‏ها درباره شعر و ادب و فرهنگ ).

1375 انتشار آخماتوا ( ترجمه زندگي‌‏نامه ).

1376 انتشار نيما و شعر امروز در كتاب ري‌‏را.

انتشار ماياكوفسكي ( ترجمه زندگي‌‏نامه ).

انتشار ماندلستام ( ترجمه زندگي‌‏نامه ).

  ادامه دارد

آیا مجلس خبرگان مقبول و مشروع است ؟

روملا ابراهیمی

ماهيت وجودي مجلس خبرگان در اصول قانون اساسي تعيين و تبيين شده است بطوريكه وظيفه اهم اين نهاد را نظارت برعملكرد رهبري تعيين كرده است، با سيري گذرا به عملكرد مجلس خبرگان مي‌توان به اين نتيجه دست يافت كه نهاد فوق عملاً از حدود وظايف خود خارج شده است :

1- اينكه مجلس خبرگان تا چه حد عملكرد رهبري را تحت نظر داشته و بر آن نظارت مي‌كند تا كنون گزارش جامع و کاملی به مردم ايران ارائه نشده است البته اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه هيچ مكانيزم و راهكاري براي ارائه گزارش خبرگان به ارگانهاي ذيربط تعيين نشده است و قانون در اين زمينه سكوت كرده است .

در طي هر دوره نشست مجلس خبرگان ، اعضاي آن با فرا رفتن از حدود وظيفه و چارچوب قانوني خود در نهادهاي ديگري دخالت نموده و اتخاذ موضع مي‌نمايند توضيحاً آنكه وظايف اين نهاد در اصل يكصد و هفتم تشريح شده است ( اصل يكصد و هفتم انتصاب رهبر را از وظايف خبرگان دانسته است ).

 از نمونه آخرين دخالتهاي اعضاي خبرگان مي‌توان به مخالفتهاي اين نهاد در مورد لايحه حذف نظارت استصوابي و موضع گيريهاي اين نهاد در مقابل مجلس شوراي اسلامي است . شايد اعضاي خبرگان اين وظيفه خود را به نسيان برده‌اند كه تنها هدف و وظيفه اين نهاد در تعيين رهبر نظارت بر چگونگي عملكرد رهبري است و لاغير .

چگونه است كه اعضاي خبرگان در بيانيه پاياني خود حمايت از خود را از نهادغير منتخب و انتصابي اعلام نموده ولي نهادهاي منتخب مردم را نفي نمودند؟

آيا همه اين موارد به معناي جناحي عمل كردن اين نهاد نيست ؟

اعضاي خبرگان بايد بر اين امر اشراف كامل داشته باشند كه مجلس شوراي اسلامي نهادي است براي تعيين قوانين كشور و محدود كردن اين نهاد با موضع‌ گيريهاي غير اصولي و فاقد جايگاه قانوني چيزي جز شائبه قدرت طلبي مجلس خبرگان را در اذهان عمومي آشکار نمي‌نمايد ، كوته بينانه است كه اصول گرايان جناح افراطي لوايح دوگانه رياست جمهوري را مخالف استقلال قوا در نهادهاي قدرت تعريف نمايند!

ولي دخالت مجلس خبرگان در امور قانون گذاري كشور را امر بديهي و عادي به شمار آورند ، اگر بر اين روال باشد كه پارلمان از يكسو با وتو كردن مصوباتش از جانب شوراي نگهبان و از سويي با نهادي فراتر از قانون به نام خبرگان مواجه شود پس جايگاه رأي مردم در تشكيل نهادهاي سياسي قدرت چيست ؟

بنابراين يا بايد به رأي و نظر مردم تمكين نمايند و بر اثر آن نهادهاي منتخب مردم را در اعمالشان آزاد بگذارند و يا رأي مردم را تشريفات سياسي بيش براي مصرف بين المللي نمي‌دانند و حكومت را گام به گام به سوي ديكتاتوري مطلق سوق مي‌دهند.آيا تحت فشار قرار دادن مجلس قانونگذاري توسط نهاد (شوراي نگهبان – مجلس خبرگان و … ) بي اعتنايي به آراي ملت و نقض حقوق آنان نيست ؟

بي شك محافظه‌كاران با اين اعمالشان اهداف خاص دراز مدتي را دنبال و پي‌ريزي مي‌نمايند. جناح اقليت ، بايد بر اين اصل اعتقاد داشته باشند كه ايستادگي در مقابل مردم چيزي جز از هم پاشيدگي بنيان و شالوده خود را نويد نمي‌ دهند .

2- طبق اصل يكصدو يازدهم قانون اساسي ( هرگاه رهبر از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضي از شرايط بوده است از مقام خود بركنار خواهد شد . در صورت فوق و يا كنارگيري يا عزل رهبر خبرگان موظف است در اسرع وقت نسبت به تعيين و معرفي رهبر اقدام نمايد).

 حال با توجه به متن فوق تنها رويه‌اي را كه مجلس خبرگان نسبت به آنان بي‌اعتنا بوده نظارت بر عملكرد رهبر بوده است در حالي كه از وظيفه اصلي خود عدول كرده و رو به سوي نفي آراي ملت و تضعيف قواي ديگر گام برمي‌دارد . تبعيض و دوگانگي در رفتار و عملكرد خبرگان بيانگر جناحي و غير اصولي بودن اين نهاد مي‌باشد چرا كه خبرگان هيچ‌گاه نمي‌تواند به عنوان نهاد نظارتي ديگر در عرض نهاد شوراي نگهبان قرار گيرد .براستي آيا با اين عملكرد نهادهاي انتصابي فاقد جايگاه مردمي به تعطيلي كشاندن مجلس قانونگذاري و بي‌اعتنايي به ايده اكثريت مردم جامعه ايران نيست؟

آيا مردم نمي‌توانند با توجه به بسترهاي سياسي ايران نظر خود را اعمال نمايند؟

آيا رأي افراد در كالبد قدرت سياسي جامعه تأثيري دارد ؟

جواب به سوالهاي فوق را بايد در عملكرد نهادهاي قدرت انتصابي جستجو كرد .البته اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه نهادهايي كه توسط مردم منتخب مي‌شوند عملاً فاقد يك قدرت سياسي اجرائي هستند بلكه ذاتاً جنبه تشريفاتي بر آن مصداق دارد.

مفروشید

سیامک محمدی

ای بی وطنان ملت ما را مفروشید       

 این خطه زرخیر خدا را مفروشید

هرذره خاک او بود مهر گیاهی   

 بیهوده چنین مهر گیاه را مفروشید

اندر پی مستی به یکی جرعه خونین 

 بیهوده چنین پیک صبا را مفروشید

احکام خدا جمله به اغماض و گذشت است  

 با حکم خود آئین خدا را مفروشید

سودای شما غارت و قتل است و خیانت   

 این امتعه پر ز بلا را مفروشید

از بهره دو روزی که سوار خر خویشید            

تاریخ پر از عز و کیا را مفروشید

تقوی که ندارید به سودای دیانت   

چون زهد فروشید ریا را مفروشید

اکنون که خریدند شما را به زر و جاه    

شرمی ز خدا کرده و ما را مفروشید

آئین خدا را که زدی چوب حراجش   

ارزان تر از این شخص خدا را مفروشید

دین بهانه ای برای سرکوب

شجاعی جزیی

در خبرها آمده که افشین 14 ساله به دلیل روزه خواری به 85 ضربه شلاق محکوم و در زمان اجرای حکم در زیر ضربات تازیانه تاب تحمل نیاورده و جانسپرد . و بدن نحیفش در مراسمی سنگین و زیر فشار نیروهای سرکوب به خاک سپرده شد .

در اسلام براي هدايت و راهنمايي بشر وتمیز حق از باطل، مناسکی پیش بینی شده از جمله روزه در ماه رمضان است. (سوره بقره قران كريم) .

برای شیعه مذهبان ماه رمضان ماهي است كه در شب قدر قران نازل شده است . ماه رمضان، ماه ميهماني خداست.

و چه درد اور است كه اين ميهماني تلخ و سخت باشد. و درداورتر انكه مدعيان و نشخوار كنندگان واژه هاي مذهبي لباس خود را عوض كرده و به پاسداران حريم خداوند مبدل شده اند .

اولين سئوالي كه به ذهن انسان ميرسد اين است چرا انسان ميبايست به خود اجازه دهد كه مجري احكامي باشد كه ذات ان را درك نكرده و مصداق جمله هد ف وسيله را توجيه مي كند دستور شكستن حقوق فردي و اجتماعي اشخاص را بدهد . مريدان واقعي هر مذهب و مسلكي چنانچه خارج از مثلث زور تزوير ثروت باشند هرگز از خانه شيشه اي خود به ديگران سنگي پرتاب نخواهند كرد.

 

 

در دنياي فقه اسلام امروز ميبينيم  و چه  بسا ميشنويم احكامي صادر ميشود كه امروز بوي تحجر و خشونت ميدهد.

مگر بفرموده خداوند احكام حدود دين نميباشد.

شايد قصاص قوم بني قريظه در زمان و مكان خودش امري توجيه پذير باشد.

( بني قريظه قوم يهودي كه در جنگ كفار و مسلمين خيانت كردند و حضرت علي اين قبيله را قصاص كرد.)  

ولي امروز با رشد سريع صنعت و فرهنگ ايا جا دارد كه چهره اي خشونت بار از اسلام معرفي كنيم.

هر ادمي كه دوستدار دانستن است ميداند كه اسلام بر پايه تساهل و تسامع بنيان گزاري شده است و ميداند كه اسلام در عين رافت و مهرباني داراي چهره اي خشمگين است. 

 مگر نه انكه خداوند تبارك در تمام اديان اسماني به ويژه اسلام بارها وبارها ياد آور شده است كه توبه كنندگان را مي پذيرد.

واژه اي كه لازم است معني و مفهوم ان براي مردم و به خصوص نسل جوان و نو انديش گفته شود،  تحمل شنيدن حرف و سخن مخالفان عجبا كه خبر شلاق خوردن پسر نوجوان ( افشین 14 ساله ) ايراني به علت روزه خواري در ايام ماه مبارك رمضان در شهر سنندج تمام كلاف انديشه فكري ام را از هم گسيخت و صدها و صدها جمله و دستور از احكام اسلام در ذهنم به تكاپو و كشمكش افتاد که تحمل 85 ضربه شلاق بر اندام يك نوجوان 14 ساله غير قابل تحمل و درد اور است و اين شكستن حريم غرور و روح يك نوجوان كه در مرحله رشد و اموزش در مرحله اموختن  مهرورزي  عشق ورزي ، ايثارو هزاران كلمه ديگراست .

                                


بازگشت به خانه