فریاد ما  Fariade Ma

             این نشریه کاملا مستقل و دور از سازمان و حزب و ... بوده و فقط برای رساندن فریاد دادخواهانه مردم ایران راه اندازی شده است .                                                                     جمهوری اسلامی با پذیرش ولایت فقیه و صغیر دانستن 70 ملیون ایرانی عملاً ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد

بایگانی شماره 2

شماره 2 ، سال یکم ، آبان ماه 1383  November 2004 Nr. 2   

در این شماره می خوانید :

 

 1 . گوشه ای از فریاد ما

2 . خاطرات زندان از زندان های رژیم اسلامی

3 . متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

4 . خیزش دانشجوئی و سکوت مرگبار رسانه های داخلی و خارجی

5 . سرکوب دائمی دگر اندیشان

6 . سال نحس

مدیر مسئول

شاهرخ الیاسی

سر دبیر

فاطمه الیاسی

هیئت تحریریه

شجاعی جزیی

داوود شجاعی جزیی

امیر خزائی

طرح روی جلد : 

امیر خزائی

آدرس :

 

Shahrokh Elyasi

Markgraf Str. 33

30419 Hannover

Tel: 0049 511 132 55 25

Email : eliasi30@yahoo.de

یادآوری

 

این نشریه زیر نظر مدیر مسئول برای دفاع از حقوق انسان ها در ایران و افشاگری جنایات و خیانت های رژیم اسلامی منتشر میشود.

نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی تائید و پذیرش آنها نمیباشد .

.با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و انتشار آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد است .

 

آزادی بیان و قلم، در دوران حکومت ولایت فقیه و مزدورانش به بهانه اسلام و اسلامیت

گوشه ای از فریاد ما

ما  در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و متحجر می گيرند،  زاده و رشد نموده ایم

 

اين کشور که:

با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ناکس شده است .

 

اين کشور که:

به گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در زمین ) که :

مردم ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و برای غير خودی ها نا درست است .

 

اين کشور که:

حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين اعتراض مردم توسط مزدورانش سرکوب و اعدام می گردد.

این کشور که : ............

من گفتنی زياد دارم ولی اينک توان باز گوئی تمام آنها نيست ولی اين سر آغازی برای رساندن نجوای من که اينک به صورت فريادی شده است می باشد.

با اميد همکاری شما انسان های آزاده و آزاديخواه .

هیئت تحریریه

خاطرات زندان از زندانهای رژیم اسلامی

برای بیست و چند سالهای امروز که بدانند که برنسل گذشته چه گذشت؟

بخش دوم                                       داوود شجاعی جزیی

حداقل در اوین سال 60 اکثر زندانیان چپ ، اتاق جدا داشتند و نماز نمی خواندند.اکثریت مجاهدین خط توبه تاکتیکی را پیش گرفته بودند ، برخی از آنان نیز برگشته و توبه کرده بودند. وبه تاکتیکی به چه معنایی بود و حد و مرز آن کجا بود؟

1ــ توبه تاکتیکی به این معنا بود که فرد بطور صوری و ظاهری از گذشته خود پشیمان بود .

2ــ در برنامه هایی ارشادی زندان، دعای کمیل و تماشای مصاحبه زندانیان در حسینیه شرکت می کرد .

3ــ لودادن افراد پایین تر از خوددر تشکیلات و آنان که امکانات را فراهم می کردند، برای حفظ نیروهای کیفی ، نوعی تاکتیک حفظ نیروهای بالا محسوب میشه .

4ــ در داخل بند با زندانیان سر موضعی صحبت نمی کردند و احیانا از آنان گزارش هم می دادند.

5ــ با مسئولین زندان در زمینه بازجویی گزارش از زندانیان همکاری می کردند. برخی از آنان به سمت مسئولین بند هم رسیدن. در سال 61 هم در اوین و هم در قزلحصار تشکیلات مجاهدین که توبه تاکتیکی را پیش گرفته بودند ، لو رفت.آنان با ایجاد تشکیلات در درون زندان توانسته بودند با تشکیلات بیرون ارتباط برقرار کنند .کل فلسفه توبه تاکتیکی بر اساس حفظ نیرو بنا شده بود، چه رژیم دست به سرکوب و اعدام زندانیان سیاسی هم مجاهدین و هم چپ ها زده بود .

حادثه لو رفتن تشکیلات مجاهدین باعث شد که رژیم به ویژه دارودسته لاجوردی فشار را بر مجاهدین بیشتر کنند . رژیم دیگر توبه مجاهدین را به سادگی باور نداشت، فرد تواب تنها با شرکت در بازجویی ، دادن گزارش از زندانیان و شرکت در دعای کمیل نمی توانست توبه خود را ثابت کند.

فرد تواب می بایست در شلاق زدن زندانیان و حتی زدن تیر خلاص ( پس از رگبار مسلسل بر اعدامیان ، بر نفر زندانیان آخرین تیر را به عنوان تیر خلاص می زدند) شرکت می کرد تا بر تواب بودنش باور کنند...

پس از حادثه لو رفتن تشکیلات مجاهدین توبه تاکتیکی در اوین رژیم پیچیده تر شد این بار آنان شبه تشکیلات مجاهدین در زندان به وجود آورده و عضو گیری می کردند . فرد فعال در بیرون به جای آنکه به تشکیلات واقعی مجاهدین وصل شود ، مستقیم به دادستانی وصل میشه و موقع دستگیری همه اطلاعات او را در اختیار داشتند .

در این دوران یعنی سالهای 60 تا 63 سرکوب در اوج خود بود . بسیاری زیر شکنجه بدون آنکه اطلاعاتی در اختیار رژیم قرار دهند کشته شدند ده ها هزار نفر اعدام شدند. هر روز خبر لو رفتن یک خانه تیمی در روزنامه ها درج میشه . در سال 60 و اوایل 61 حتی اسامی اعدامیان در روزنامه های اطلاعات و کیهان درج میشه . از سوی دیگر سیاست تقابل نیز صورت می گرفت و مثلا اگر مجاهدین در بیرون زندان ترور می کردند در داخل زندان هم اعدامها اوج می گرفت و هم بد رفتاری بر کل زندانیان شدت میافت.ترسیم نکات بالا برای درک شرایط آن دوران ضروری بود. در مقطع سال 61 در زندان قزلحصار 4 بند زنان وجود داشت. بند 3،4،7،8.زندانیانی که در اوین بازجویشان به اتمام میرسید،به قزلحصار منتقل شدند. در بند 3و 4 حتی زندانیان مخالف رژیم صف انفعالی داشتند. اکثر چپ های این بند یا نماز نمی خواندند و یا تظاهر به نماز خواندن می کردند . کم وبیش در مراسمی که از سوی زندان گذاشته بودند ، مثل تماشای مصاحبه و ... بالاجبار شرکت می کردند . در این مقطع آنانی که این رفتار را نداشتند به بند 8 و 7 منتقل شدند. از سوی دیگراز اوین نیز زندانیانی که رفتاری منفعل نداشتند و مشخصا نماز نمی خواندند به بند 7و 8 منتقل می شدند . در واقع حاج داودرحمانی در بند 7 بقول خودش یک فرصت دیگر به زندانیان می داد و دوباره آتانراالک می کرد چه مجاهدین و چه چپ های سر موضع از بند 7 و 8 و آنان که مخالفت علنی نمی کردند به بند 3 و4 منتقل می شدند . در واقع آنان که در این دوره یعنی سال 62 در بند 8 گرد آمدند ، به نوعی بدون قرار قبلی با هم به یک حرکت سیاسی در زندان دست زده بودند که امروز پس از گذشت سالها می توانم با فاصله به این حرکت نگاه کنم و آنرا تحلیل نمایم ، هر چند شاید برخی حرکتهای آن دوران را چپ روی بنامند .

اعلامیه جهانی حقوق بشر

تنظیم: امیر خزائی                                       بخش دوم

ماده12

احدی در زندگی  خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های  خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

ماده13

1- هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

2- هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

ماده14

1- هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

2- در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول  و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود .

ماده15

1- هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.

2- احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

ماده16

1- هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.

2- ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

3- خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده17

1-هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد .

2- احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود .

ماده 18

هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده  و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

ماده 19

هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق  مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد .

ماده20

1- هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد.

2- هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

ماده21

1- هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ،  خواه مستقیما و خواه با وساطت  نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

2- هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

3- اساس و منشا قدرت حکومت  ، اراده مردم است . این اراده  باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی  رای  تامین  نماید .

ماده22

هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد. 

خیزش دانشجوئی

و سکوت مرگبار رسانه های داخلی و خارجی

شاهرخ الیاسی                                             بخش دوم

در سبزه میدان رشت ، مردم با نیروی امنیتی و پاسداران درگی شدند و عکسهای خامنه ای را پاره نمودند .

در میدان دانشجو این شهر تجمع و خواهان آزادی دوستان دستگیر شده خود توسط مامورین امنیتی شده بودند .

در اصفهان حیدری زندانی سیاسی که پس از 7 سال لز زندان آزاد شده بود طی تماسی با رادیو فردا اظهار داشت :

رئیس زندان اصفهان از زیادی دستگیر شدگان نگران است و اضافه می نماید :مامورین ما از بسکه این جوانان را زده اند و شکنجه داده اند دیگر رمقی ندارند و تقاضا کرده بود که دیگر زندانی به آنجا ارسال نمایند . حیدری معتقد بود اگر مردم و جوانان اصفهانی شش روز دیگر به مقاومت خویش ادامه دهند کار رؤیم ساخته است . در این رابطه هادی کرامتی به همراه هشت تن از دانشجویان توسط افراد ناشناس ربوده و به نقطه نامعلومی برده شدند .

ترس و نکبت سردار سازندگی را در سخنان نماز جمعه هفته قبل بخوبی می توان درک کرد . رفسنجانی که بانی فسق و فجور و از غارتگران بزرگ بیت المال می باشد در خطبه نماز جمعه هفته قبل دانشجویان را مشتی سوسول و بچه ساواکی خواند و خواستار شدت عمل و سرکوب شدید آنان شد . یکی از استادان دانشگاه وابسته به رژیم که نخواست نامش فاش شود پیشنهاد حکم اعدام گروهی بهمان سبکی که در سالهای 58 و 67 در زندانها اعمال شده بود را مطرح نمود و کارشناس دیگری نیز پیشنهاد نمود که رژیم بار دیگر دست به یک انقلاب فرهنگی بزند تا بتوانند باردیگر دانشگاههارا به قول خود شان از عوامل نامطلوب پاکسازی نمایند ولی آگاهان هشدار داده اند که رژیم با این بهانه قصد بستن و تطیل دانشگاه ها را دارد .

ترفند بیشرمانه ایکه رژیم برای منحرف کردن افکار عمومی جهانی از وقایع خونین سالگرد تظاهرات دانشجوئی بکاربرد فرستادن دوقلوهای بهم چسبیده نگون بخت به مسلخ سنگاپور بود .شانس زنده ماندن لاله و لادن بیژنی پس از جدائی طبق نظریه پزشکان سنگاپوری پنجاه درصد تخمین زده می شد . حال آنکه پانزده سال قبل پزشکان متخصص آلمان پس از معاینات مفصل پزشگی اعلام نمودند ، دوقلوها طی یک درصد شانس زنده ماندن پس از جداسازی را ندارند و با این حال شاهد بودیم که رسانه های گروهی سراسر جهان از سرکوبی وحشیانه دانشجویان و جوانان و ضرب و شتم و حتی قتل آنان توسط لباس شخصی ها و نیروی ضد شورش و موتورسواران مزدور ، بمناسبت سالگرد جنبش دانشجوئی چشم پوشیده و دوربین های خود را روی این دو خواهر نگونبخت زوم کرده و جدا سازی و مرگ دلخراششان را صدر خبرها قرار می دهند . در خبری تائید نشده آمده بود که رژیم برای سرکوب دانشجویان اقدام به وارد کردن 300 مزدور حزب الهی توسط دو فروند هواپیما از کشور سوریه نموده است . به گفته شاهدان عینی بعداز تعویض لباس این مزدوران و تجهیز آنان به باتوم و گاز اشک آور و سلاحهای گرم و سرد آنان را روی دانشجویان قرار داده اند .

 ابعاد نا آرامی ها و خسارات وارده در طی 18 تیر بسیار وخیم بوده است . بطوریکه حسین علی امیری از مسئولان استان فارس اعلام نموده است پس از محاکمه و مجازات دستگیر شدگان در تظاهرات ، خسارات وارده را نیز از آنان وصول خواهیم کرد ! در یک اقدام بی سابقه اعضای دفتر تحکیم وحدت نامه ای برای کوفی عنان ارسال می نمایند و از او برای نجات دانشجویان از بن بست کنونی کمک می خواهند .

بنا به گزارشها استان یزد امسال سکوت خود را شکسته و مردم و دانشجویان این استان به صفوف دانشجویان مبارز پیوستند . خانواده دانشجویان نیز برای آگاهی از سرنوشت فرزندان دستکیر شده و مفقود خویش در جلوی دفتر سازمان ملل در تهران تحصن نمودند که با حمله اوباش و چاقوکشان حزب الهی مواجه شدند . سکوت مزورانه صدا و سیما و روزنامه های وابسته به دولت در مورد رویدادها و حوادث مربوط به سالگرد جنبش دانشجوئی کاملا چشمگیر و سئوال برانگیز بود . رسانه های جهانی همصدابا رژیم سرکوبگر وقیحانه دست به سانسور وقایع اتفاقیه در ایران زده و حتی دستگیری زهرا کاظمی عکاس و خبرنگار 54 ساله ایرانی تبعه کانادا که هنگام عکسبرداری از زندان اوین توسط مامورین زندان از ناحیه سر بشدت آسیب می بیند وسه هفته بعد در بیمارستان بقیه الله وابسته به سپاه پاسداران جان می سپارد را نیز در محاق سانسور قرار میدهند .

سرکوب دائمی دگراندیشان

فاطمه الیاسی

 

وكيل مدافع چهار تن از اعضاي يك گروه كه به اتهام عضويت در گروه غيرقانوني به حبس محكوم شده‌اند، از بلاتكليفي وضعيت موكلانش اظهار نگراني كرد.

محمدرضا فقيهي، وكيل مدافع اين افراد به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: با وجود اين‌كه لايحه تجديدنظرخواهي موكلانم را مردادماه به تهران ارسال و در تاريخ ‌٢٦ مرداد توسط معاون تجديدنظر به شعبه‌ي ‌٣٦ دادگاه تجديدنظر ارجاع شده است، در مراجعه‌ام به دادگاه گفته شد كه هنوز پرونده را نديده‌اند و نظري راجع به آن ارائه نشده است.

بنا به گفته‌ي چندي پيش فقيهي، آخرين جلسه‌ي دادرسي اميرحسين حشمت‌ساران، نصرت‌الله بيات، اسدالله شقاقي و سعيد اماميان ‌٢٢/٤/٨٣ در شعبه اول دادگاه انقلاب شهريار برگزار شد. اتهام حشمت‌ساران تشكيل گروه غيرقانوني به قصد بر هم زدن امنيت ملي به استناد ماده ‌٤٩٨ قانون مجازات اسلامي و اتهام ساير افراد عضويت در گروه غيرقانوني به استناد ماده ‌٤٩٨ قانون مجازات اسلامي بوده است كه آرا در تاريخ ‌٢٨/٤ حضورا ابلاغ شد و همه محكوم به حبس شدند؛ لايحه تجديدنظر نيز ‌١٩/٥ به تهران ارسال شد.فقيهي گفته بود كه موكلانش در پي تاسيس گروهي به نام جبهه اتحاد ملي ايران بودند كه اساسنامه آن را تصويب و درصدد اخذ مجوز از كميسيون ‌١٠ احزاب براي فعاليت بودند.فقيهي هم‌چنين گفت:

حشمت‌ساران دبيركل و سعيد اماميان به جهت عجز از توديع وثيقه در زندان به سر مي‌برند.

سال نحس

پروین قاسمی

چه سال نحسی بود آن سال

که در کشمکش خانه و خیابان

جوانان ، کودکان ، زن و مرد

به هر سو بهر آزادی روان

به نگاه مشتاق جوان

به دستان شوریده روشنفکر

به تن تبدار آواره

رنگ مرگ پاشیدند

با هزار وعده ونیرنگ

آمدند و بنا کردند کاخ استبداد

همان زنی که فریاد می زد آزادی

همان جوان که پر شور بود و نو رسته

همان کارگر که با یک دنیا امید

آورد رهبر شیطان به کار

همه اعدام شدند و آواره

و ان یکی در زنجیر و این یکی بیمار

گلوله بستند به دانشگاه

تا نباشد صدای آزادی

اشرف ها ، موسی ها و کاظم ها

کردند خاموش

لیک

از قطره قطره خون هر یک

روئیده گلی

به جهان

بهر انقلابی دیگر

                                


بازگشت به خانه