سال پنجم
شماره 51 آبان ماه 1387 بهاء 5/0 یورو
ما
در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری
که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير
مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و
متحجر می گيرند، رشد نمودیم .
اين کشور که:
با
پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر
صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط
حافظ منافع عده ای ناکس شده است .
اين کشور که:
به
گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در
زمین ) که : مردم ایران دو گروه خودی و غير
خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و
برای غير خودی ها نا درست است .
اين کشور که:
حق
آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و
در پاسخ کمترين اعتراض مردم توسط مزدورانش
سرکوب و اعدام می گردد.
این کشور که :
نمایندگانشان منصوب رهبر و شورای نگهبان بوده
و در خواب هستند
وای به حال این مردم این کشورکه: ....
گفتنی ها زياد است ولی اينک توان باز گوئی
تمام آنها نيست و برای ادامه مبارزه و رساندن
تلاش قشر سرکوب شده زنان را از این شماره جنبش
زنان ایران برای تغییر قوانین زن ستیز و مرد
سالار را ارائه خواهمیم داد. شاید که بتوانیم
کمکی به این جنبش واقعی باشیم.
براي
تغيير قوانين تبعيضآميز
با آرزوی موفقیت تمام زنان ایران و رسیدن به
حقوق برابر
مهناز خزائی
دزدی های بی پروا در عهد ولایت
مهناز خزائی
مسئله دزدی و چپاول سران و دست
اندرکاران حکومت اسلامی عیان تر از دوره های
قبل دربسیاری از رسانه ها و سایتهای خبری در
ایران و خارج از ایران انعکاس یافته است. این
سطح از افشا شدن مافیای اقتصادی سران رژیم
اسلامی اخیرا با دو سخنرانی عباس پالیزدار
دبیر کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضائیه، از
مسئولین حکومت و از طرفداران احمدی نژاد در
دانشگاه همدان و شیراز ابعاد و اهمیت دیگری را
سوای آنچه که تا کنون در مورد چپاول و دزدیهای
سران حکومت وجود داشته به نمایش گذاشته
است.نکته ای که حائز اهمیت در افشای این غارت
گری نهفته است، این است که این افشاگری نه از
جانب اپوزیسیون درون حکومت یا افراد و جریانی
خارج از حکومت بلکه توسط یکی از مهره های درون
خود رژیم که به پرونده و اسناد این دزدی ها
دسترسی داشته صورت گرفته است. در ارتباط با
این مسئله معطوف شدن به این وجه از جدال
جناحها و اینکه گویا اینها دعواهای خانگی است
و اختلافات جناحی دارند و غیره نه تنها خطا
است بلکه گمراه کننده نیز هست.
چرا که این اولین باری نیست که جناحهای حکومت
در جدال بر سر قدرت علیه یکدیگر عمق کثافت
کاریهایشان را برای طرف مقابل رو می کنند و
اولین بار هم نیست که دست به دزدی و غارت هستی
و دست رنج مردم می زنند.
مردميکه زیر خط فقر زندگي ميكنند و طی حاکمیت
30 ساله اين رژيم علاوه بر فقر، استبداد و
قوانين ارتجاع اسلامي هم به آنها تحمیل گشته
است. بنابر اين برای مردمی که قصد بزیر کشیدن
این جانیان و چپاول گران را دارند، تمام
جناحها و سران کل حکومت به اندازه هم مورد
تنفر و انزجار هستند و در این چپاول و دزدیها
همگی شریک و سهیم اند.اهمیت ابعاد این ماجرا
در رو شدن دزدیهای کلان، بهم زدن ثروت و سامان
و اندوخته کردن در بانکهای کشورهای خارجی توسط
سران و مهره های اصلی حکومت اسلامی آنهم توسط
خود مهره های اصلی و دست اندر کار رژیم و با
رو شدن مدارک آن، دیگر نباید هیچگونه تردید و
حدس و گمانی را در پیشینه تاریخی کل حکومت در
دزدی و بالا کشیدن هستی این جامعه که متعلق به
میلیونها انسان فقر زده است باقی بگذارد. یک
در صد این دزدی ها در همین کشورهای اروپایی
مصادف است با سقوط دولت و تعقیب و بازداشت و
زندانی کردن متخلفین.رو شدن ابعاد این دزدیها
توسط یک یا چند جنایتکار از درون نظام و بنا
به اظهارات آنها در حکومت اسلامی، این را نشان
می دهد که عمق این ثروت اندوزی ها بسیار فراتر
از آن است که تا کنون رو شده است. در شرایطی
که اوضاع بحرانی رژیم اسلامی سراپای این حکومت
را فراگرفته است، در شرایطی که تورم
افسارگسیخته زندگی میلیونها انسان را فلج کرده
است و در شرایطی که کارگران، زنان، دانشجویان،
معلمان و کل مردم بتنگ آمده از این اوضاع
اعتراضات خود را برای پایان دادن به این فلاکت
هر روزه گسترش می دهند، در میان بالائی های
رژیم و برای انداختن تقصیر به گردن دیگر
مسئولین حکومت، چنین افشاگری هایی برای مبرا
دانستن عده ای و متخلف نشان دادن عده دیگر
نشان ميدهد كه غارت هستی و سرمایه زندگی مردم
در میان آنان به امری طبیعی تبديل شده است.این
دست و پا زدنهای کی بود کی بود من نبودم و
بویژه در شرایطی که بوی گند و کثافت سراپای
اسلام و قداره بندان آن را فرا گرفته است
همچون دمل چرکین در حال ترکیدن است و شباهت
های زیادی بین این افشاگری درون حکومتی، با
آغاز سرنگونی سلطنت پهلوی وجود دارد. در
سالهای 56 نیز سخنرانی های نمایندگان مجلس
شورای ملی و زمانیکه کم کم زمین زیر پایشان
داغ میشد از همین نوع بود.
در رابطه با تحلیل و بررسی این
مسئله چنانکه بالاتر اشاره شد، وارد شدن به
دعواهای جناحی گمراه کننده است. کل سران حکومت
اسلامی به قدمت حاکمیتشان بر مردم و از غارت
کیسه مردم به موجودیت خود و ثروت اندوزی ادامه
داده اند. افشا کنندگان این را کتمان نمی کنند
که رو کردن این دزدیها برای بقای نظام شان
است.
در حالیکه حقوق دهها هزار کارگر را
که شبانروز کار می کنند و بنا به آمارهای
دولتی خط فقر را 600 هزار تومان اعلام کرده
اند و اداره کار، کارفرما و شوراهای اسلامی
کار، 220 هزار تومان ماهانه در سال 87 را
برای حقوق یک خانواده كارگري تصویب کرده اند و
در حالیکه این 220 هزار تومان را نیز ماهها به
آنان پرداخت نمی کنند و در شرایطی که قیمت
مایحتاج روزانه و ابتدائی مردم هر روز و هر
ساعت سیر صعودی و روبه تزايد دارد، در حالیکه
اجاره خانه بسیار بالاتر از حقوق ماهیانه 220
هزار تومانی است که تازه آنرا هم پنج ماه و شش
ماه و بیشتر از آن به کارگر پرداخت نمی كنند،
در چنين شرايطي، سران و مسئولین و مقامات درجه
اول این رژیم و بنا به اعترافات اخیر در غارت
و دزدی های این لاشخورها، همگی به آیت الله ها
و سرداران میلیاردر تبدیل شده اند. سوای
موقعیت بشدت فلاکتباری که به کل جامعه تحمیل
کرده اند،سالهاست کارگران را از شرکتها و
کارخانه ها اخراج و بیکار می کنند. در مقابل
اعتراضات کارگران بیکار و اخراج شده و در
مقابل اعتراض و اعتصاب کارگران برای دریافت
دستمزدهای بتعویق افتاده شان، مدام این پاسخ
را در مقابل کارگران گذاشته اند که کارخانه در
حال ورشکستگی است، مواد اولیه وجود ندارد،
دستگاهها فرسوده است و کلی از این چرندیات را
تحویل کارگران معترض می دهند. در حالیکه
داستان به گونه دیگری است و دولت با فروش این
کارخانجات به شرکتهای به اصطلاح خصوصی از
مسئولیت خود در قبال کارگران شانه خالی می کند
و جنبه دیگر فروش این کارخانجات علاوه بر
اینکه پول نقدی را عاید مقامات دولت می سازد،
خریداران دوم سوم و الا آخر را هم به ثروت و
سامان می رساند. برای کارگران و مردم قضیه
مواد نداریم دستگاهها فرسوده است و غیره، پوچ
تر از آن است که بتوان با آن کسی را فریب داد.
اساس این طرح و ترفند ها همگی در چپاول و غارت
و دزدی سران و دست اندرکاران و باندهای کل این
حکومت نهفته است. بنا به گفته خود کارگران هر
مجتمع تولیدی و یا هر کارخانه ای که امروز
مقرون به صرفه برای تبدیل شدن به واحد مسکونی،
ویلا، زمین کشاورزی و هر چیز دیگری از این نوع
باشد، بلافاصله با حقه های قانونی، آن کارخانه
را به بهانه های مختلف و با قیمتهای کلان و
سرسام آور به فروش می رسانند و این تنها یک
قلم از غارتی است که به قیمت خانه خرابی و به
روز سیاه نشاندن کارگران و خانواده های
کارگری، اخراج و بیکارسازی ها را انجام داده
اند.اینها مشتی دزد، غارتگر و چپاولگر هستند
که در واپسین لحظات بقایشان تلاش دارند همان
تجهیزات و ابزار استثمار کارگران را تبدیل به
نقدینگى کرده و در بانکهای کشورهای خارجی
اندوخته کنند.این کثافت کاریها و خانه خرابی
که به مردم تحمیل کرده اند تنها از عهده نظامی
که به اسلام و سود پرستي سرمايه متکی است بر
می آید. قیچی اي که حکومت اسلامی سالهاست در
دست گرفته است،یک لبه آن استثمار، دزدی، عدم
پرداخت دسترنج کارگران که تنها یکی از اقلام
دزدی های مسئولین و سران و صاحبان کارخانجات
است که در روز روشن از قبل دسترنج کارگران به
جیب می زنند، تورم، افزایش قیمت مایحتاج مردم،
اعتیاد، تن فروشی، کودکان بی سرپناه کار و
خیابانی، فقر و فلاکت همگانی بر اکثریت مطلق
مردم بوده است و لبه دیگر قیچی اسلام و حکومت
اسلامی سرمايه در این سه دهه یعنی قتل، اعدام
و شکنجه و شلاق، یعنی زندان و سنگسار، یعنی،
توهین و بی حرمتی به شان انسانها.
پاسخ ما مردم به این اوضاع سیاه و
جهنمی، تنها و تنها سرنگون کردن این رژیم و
محاکمه سران ریز و درشت دزد و جنایتکار آن در
دادگاههای عمومی مردم است. بر بستر این اوضاع
و شرایط بشدت دهشتناکی که رژیم اسلامی خلق
کرده است، صفی از نیروهای اپوزیسیون راست در
مقابل خشم و نفرتی که علیه این جانوران اسلامی
در جامعه جریان دارد، می کوشند مبارزه مردم را
با به میدان آوردن ترشحات فاشیستی و
ناسیونالیستی در تقدس "خلیج همیشه فارس" به
بیراهه بکشانند. این جماعت کسانی مرکب از خودی
های رانده شده از حکومت و همچنین امتحان پس
داده های رژیم سلطنت که وظیفه ضد بشری خود را
به رژیم اسلامی محول کرده بودند، در گردهمایی
های تلویزیون کانال یک مشغول توهم پراکنی در
رابطه با گرانی و دزدیهای رژیم و مبرا دانستن
جناحهایی از حاکمیت هستند. در حالیکه سالهاست
مردم برای بدست آوردن منزلت و معیشت مبارزه می
کنند، در حالیکه سال هاست احترام به شان و
حرمت و کرامت انسانی خواست و آرزوی میلونها
مردم در ایران است و در حالیکه آزادی و برابری
و هویت انسانی دغدغه مردم برای رهایی از انواع
هویتهای کاذب و امتحان پس داده پان ایرانیستی
و سلطنتی است. این جماعت با علم کردن و تقدیس
خاک و پرچم، هویت خود را در جزایر سه گانه و
میهن و ملیت جار می زنند تا بلکه بتوانند خشم
و نفرت عمیق مردم را ملایم سازند. دل بستنهای
دیروز اینها به خاتمی، نافرمانی مدنی و تغییر
قانون اساسی، امروزجای خودرا به تبلیغات در
"باز گرداندن حرمت به نیروی انتظامی" و دعوت
از احمدی نژاد برای شرکت در تظاهراتهایشان
داده است. این شیادی را باید بطور کامل و تمام
عیار در انظار مردم متنفر و خشمگینی که بر اثر
گرانی، دزدی و چپاول حکومت اسلام بستوه آمده
اند قرار داد و رسوایشان کرد.
چه باید کرد؟ به اندازه عمر
ننگین حکومت اسلامی کارگران و کل مردم ایران
یک لحظه از مبارزه برای دست یابی به یک زندگی
انسانی کوتاه نیامده اند و کوتاه نخواهند آمد.
اوج دزدیها و غارت هستی مردم و فلاکتی که نسیب
میلیونها انسان در ایران گشته است، باید با
سرنگون کردن این حکومت از این وارونگی خلاص
شود. وقت آن فرا رسیده است که خواست و مطالبه
محاکمه سران حکومت .را به جرم دزدی و چپاول و
به جرم 30 سال جنایت علیه بشریت را خواستار
شد. این جانیان باید محاکمه شوند. ممکن است
این سئوال مطرح شود که اگر خواست محاکمه سران
رژیم مطرح شود باید مرجع ذیصلاحی برای این
محاکمه وجود داشته باشد در حالیکه این مرجع
وجود ندارد. اما ذیصلاح ترین مرجع در آن جامعه
خود مردم هستند. با اوجگیری مبارزات و
اعتراضات بخشهای مختلف مردم شعار " سران رژیم
اسلامی باید به جرم دزدی و چپاول محاکمه شوند"
باید به شعارها و مطالبات دیگر مردم اضافه
شود. نفس طرح و به میدان آوردن این شعار در
اعتراضات و تجمعات عمومی و گسترده در مقابل
گرانی، عدم پرداخت دستمزدهای معوقه و غیره، می
تواند فشار و موثر بودن این خواست را برای
رسیدن به مطالباتی که از ابتدائی ترین
خواستهای مردم است به پیش ببرد. حاصل اعتراضات
وسیع و گسترده مردم و تحمیل عقب نشینی به
رژیم، ضرورتا شوراها و نمایندگان بخشهای مختلف
جامعه را از خود بیرون خواهد داد و این یک قدم
به جلو در جهت آمادگی برای اداره امور جامعه
از هم اکنون و بعد از سرنگونی رژیم اسلامی
خواهد بود. حکومتی که سران و مهره های اصلی آن
مشغول دزدی و چپاول هستند، آیت الله هایی که
میلیاردر شده اند و اندوخته های دزدیده شده را
به بانکهای خارجی منتقل کرده اند، از قبل
گرانی، به فقر کشاندن میلیونها مردم و چپاول
منابعی که هستی مردم است به اینجا رسیده اند.
فلج شدن زندگی اقتصادی مردم عمیقا به این
دزدیها ربط مستقیم دارد. باید کاری کرد که
حسابهابی بانکی دزدان حکومت اسلام در بانکهای
کشورهای دیگر مسدود شود. اینها اموال مردم
ایران است و باید این دولتها در مقابل این
مسئله پاسخگو باشند. هر دولت یا موسسه ای که
در مقابل این حقایق شانه بالا بیاندازد، باید
بعد از سرنگونی این رژیم پاسخگوی مردم ایران
باشد و این هم یکی دیگر از خواستهای مردم در
سطح بین المللی خواهد بود. در کارخانه ها
کارگران می توانند در مقابل فروش یا بستن و
بیکار سازی کارگران، خود کنترل و اداره
کارخانه را بدست بگیرند و اداره کنند. نباید
گذاشت به بهانه های پوچ و مسخره ای چون "مواد
خام نیست، دستگاه ها فرسوده است" و غیره،
کارخانه و یا هر مجتمع تولیدی را بفروشند و
پول آن را به جیب بزنند و کارگران را بیکار و
سرگردان سازند.
تهیه: مهناز خزائی
رتبه 108 از
115 کشوردنیا

براساس گزارش شکاف جنسی در جهان
منتشر شده در سال2006 توسط فوروم اقتصادی
جهان، ازبین 115 اقتصاد مورد بررسی درجهان که
بیش از 90 درصد جمعیت دنیا را در بر می گیرد،
ایران رتبه 108 را بدست آورده و با بدترین
وضعیت در دنیا از نظر نابرابری حنسی 7 مقام
فاصله دارد! 10 کشور نخست دنیا که دارای
کمترین شکاف و فاصله جنسی دردنیا هستند
عبارتند از: سوئد، نروژ، فنلاند، ایسلند،
آلمان، فیلیپین، زلاندنو، دانمارک، انگلستان،
ایرلند.
شکاف جنسی درایران: رتبه 108 از
115 کشوردنیا
براساس گزارش شکاف جنسی در جهان
منتشر شده در سال2006 توسط فوروم اقتصادی
جهان، ازبین 115 اقتصاد مورد بررسی درجهان که
بیش از 90 درصد جمعیت دنیا را در بر می گیرد،
ایران رتبه 108 را بدست آورده و با بدترین
وضعیت در دنیا از نظر نابرابری حنسی 7 مقام
فاصله دارد! 10 کشور نخست دنیا که دارای
کمترین شکاف و فاصله جنسی دردنیا هستند
عبارتند از: سوئد، نروژ، فنلاند، ایسلند،
آلمان، فیلیپین، زلاندنو، دانمارک، انگلستان،
ایرلند.
این گزارش مبتنی بر چهار شاخص اساسی
زیر تدوین شده است:
1.
مشارکت وفرصت اقتصادی بر اساس دستمزدها، سطح
مشارکت و دسترسی به اشتعال دارای مهارت بالا،
2.
دسترسی به آموزش براساس دسترسی به آموزش
ابتدایی و سطوح عالی تر،
3.
توانمندی سیاسی یر پایه نمایندگی درسا
ختارهای تصمیم گیری سیاسی
4.
بهداشت و بقا بر اساس امید به زندگی و نسبت
جنسی.
اطلاعات مبتنی بر این گزارش براساس
4 شاحص فوق در خصوص وضعیت نابرابری جنسی
درایران درجدول زیر آمده است. شواهد حاکی است
رتبه کلی ایران از منظر
4
شاخص
مذکور 108 می باشد. مقایسه هر شاخص به تفکیک
نیز نشان میدهد که از نظر فرضت ها و مشارکت
اقتصادی، رتبه ایران 113 از 115 کشور است گه
بدترین وصعیت را نمایش می دهد.
همچنین شاخص توانمندی سیاسی نیز
نشانگر این است که ازبین 115 کشور مورد بررسی،
ایران رتبه 109 را بدست آورده است یعنی بالاتر
از رتبه متوسط کل. از سوی دیگر از منظر شاخص
های دسترسی به آموزش و بهداشت به ترتیب از
115 کشور رتبه های 52 و 79 را احراز کرده است
که بهرحال در مسیر بهبود نسبی قرار دارد.
|
شاخص های فرعی شکاف جنسی |
رتبه |
امتیاز |
متوسط نمونه |
زن |
مرد |
نسبت زن به مرد |
|
فرصت ها و مشارکت اقتصادی |
113 |
0.359 |
0.596 |
|
|
|
|
مشارکت نیروی کار |
97 |
0.52 |
0.69 |
39% |
74% |
0.52 |
|
برابری پرداخت برای کارمشابه |
-- |
-- |
0.64 |
|
|
|
|
درامد به دلار |
111 |
0.28 |
0.52 |
3.094 |
10.856 |
0.28 |
|
قانونگزاران، کارکنان عالیرتبه و مدیران |
84 |
0.15 |
0.37 |
13% |
87% |
0.15 |
|
کارگزان حرفه ای و فنی |
76 |
0.49 |
0.79 |
33% |
67% |
0.49 |
|
دسترسی به آموزش |
79 |
0.953 |
0.939 |
|
|
|
|
نرخ باسوادی |
87 |
0.84 |
0.91 |
70% |
84% |
0.84 |
|
ثبت نام در آموزش ابتدایی |
69 |
0.99 |
0.97 |
88% |
89% |
0.99 |
|
ثبت نام درآموزش راهنمایی |
86 |
0.94 |
0.94 |
76% |
80% |
0.94 |
|
ثبت نام درآموزش متوسطه |
1 |
1.00 |
0.86 |
24% |
21% |
1.11 |
|
بهداشت و بقا |
52 |
0.978 |
0.973 |
|
|
|
|
نسبت حنسی دربدو تولد(زن/مرد) |
1 |
0.94 |
0.94 |
40% |
51% |
0.95 |
|
امید به زندگی سالم |
62 |
1.05 |
1.04 |
59.1 |
56.1 |
1.05 |
|
توانمندی سیاسی |
109 |
0.04 |
0.22 |
|
|
|
|
زن در مجلس |
107 |
0.04 |
0.22 |
4% |
96% |
0.04 |
|
زن در موقعیت های وزارتی |
88 |
0.07 |
0.21 |
7% |
93^ |
0.07 |
|
سالهای ریاست زن در دولت(از 50 سال) |
41 |
0.00 |
0.04 |
0 |
50 |
0.00 |
برخی از کشورهای دیگر مورد مطالعه
دارای رتبه هایی از قرار زیر می باشند:
استرالیا 15، آفریقای جنوبی 18،
کاستاریکا 29، اسرائیل 35، ازبکستان 36،
تایلند 40، روسیه 49، نیکاراگوئه 62، چین 63،
سنگاپور 65، برزیل 67، اندونزی 68، فرانسه 70،
مالزی 72، ایتالیا 77، ژاپن 79، شیلی 78، قبرس
83، کویت 86، بولیوی 87، کامبوج 89، تونس 90،
بنگلادش 91، کره 92، اردن 93، الجزایر 97، هند
98، اتیوپی 100، امارات101، بحرین 102،
بورکینافاسو 104، مراکش 107، مصر 109، عربستان
114،
پاکستان 112، یمن 115.
رواج خشونت و آزار خيابانی زنان
اکرم سلیمانی
از ميان گزينه های طرح شده،
۸۵
در صد از زنان حاضر در اين نظر سنجی می گويند
که بوق زدن خودروها و اصرار بر سوار شدن رايج
ترين و عمومی ترين روش مزاحمت های خيابانی است.
•
ترکيب و شيوه تربيت خانواده های ايرانی به
گونه ای است که دختران و پسران ترجيح می دهند
به دور از چشم خانواده رابطه با جنس مخالف را
تجربه کنند و چون مکان مناسبی برای اين تعامل
وجود ندارد، خيابان به مکانی برای تخليه
خواسته های جوانان تبديل شده است.
آنچه که در اين نظر سنجی با عنوان
«مزاحمت خيابانی» مطرح شده از سوی برخی جامعه
شناسان و فعالان حقوق زنان با اصطلاح «خشونت
خيابانی عليه زنان» خوانده می شود.
خشونت خيابانی، در تعريف بومی
ايران، شامل رفتارهايی مانند«نگاه های
آزاردهنده در معابر عمومی، مزاحمت های کلامی
از جمله متلک و فحاشی هنگام راه رفتن در
خيابان، تماس و لمس بدن در خيابان و يا وسيله
نقليه عمومی، بوق زدن و ايستادن اتومبيل های
شخصی هنگام راه رفتن در خيابان و آزار و اذيت
ديگر رانددگان هنگام رانندگی می شود.»
در نظرسنجی ديگری که چندی پيش سايت
زنستان، يکی از وب سايت های نزديک به فعالان
حقوق زنان با عنوان«آماری از خشونت خيابانی»
در تهران منتشر کرد،
۷۶
درصد از زنان حاضر در نظر سنجی گفته اند که
قبل از
۱۵
سالگی برای اولين بار متلک شنيده اند.
در اين نظر سنجی، زنان در پاسخ به
اين سوال که که هنگام توقف خودروهای شخصی چه
احساسی دارند، گفته اند که بيش از هرچيز دچار
احساس انزجار می شوند.
اين گونه برخوردهای خيابانی با
زنان به تعبير برخی از آنها تعرض به حريم شخصی
آنها محسوب می شود و بر اساس تحقيقات انجام
شده به صورت مشکلی اجتماعی، در زندگی روزمره
آنها تاثير می گذارد و «موجب تغيير در نوع
لباس پوشيدن، آرايش کردن، ورود و خروج از منزل
و شکل روابط در خانه و جامعه شده است.»
اما برخی از مردان می گويند متلک
پراکنی، يا تمايل برای سوار کردن دختران نه در
جهت آزار آنهاست بلکه روشی برای ايجاد يک
رابطه و اشنايی با جنس مخالف است و دربرخی
موارد هم آنها با واکنش مثبت دختران روبه رو
شده اند.
اما با اين حال نتايج نظر سنجی ها
نشان می دهد که زنان باردار نيز در سطح خيابان
مورد آزار و اذيت لفظی قرار گرفته اند.
برخی از کارشناسان اجتماعی با
مقايسه جامعه ايران با ساير کشورها گستردگی
اين پديده اجتماعی را با هويت مذهبی جامعه
ايران در ارتباط می دانند.
دکتر سعيد مويدفر رييس انجمن جامعه
شناسان ايران در گفت و گو با راديو فردا می
گويد:«جوامع دينی عرف خاصی برای روابط زنان و
مردان دارد و محدوديت هايی را ايجاد می کند که
سبب شده که متقاضيان رابطه با جنس مخالف دست
به روش های نامتعارفی برای به دست آوردن
خواسته هايشان بزنند.»
آقای
مويد فر از تفکيک جنسيتی از دوران کودکی در
مدارس ايران به عنوان يک دليل ويژه برای
نامتعارف بودن روش های ايجاد رابطه با جنس
مخالف نام می برد.
به گفته وی، « در هر کشوری مکان
های ويژه ای برای شکل گيری روابط دختران
وپسران وجود دارد و از طرف ديگر تفکيک جنسيتی
که در مدارس ايران از کودکی وجود دارد خود
موجب شده که جوان ها حساسيت بيشتری را نسبت به
اين منع داشته باشند.»
در بررسی اين نظرسنجی ها آشکار شده
که زنان در مقابل آزار و اذيت های خيابانی
معمولا سکوت می کنند.
تحليلگران اين نظرسنجی می گويند
دليل سکوت زن ها در مقابل مزاحمت های خيابانی
می تواند ترس از دعوا و خجالت از اطرافيان
باشد که به دليل تفکر غالب بر جامعه معمولا
زنان را متهم می دانند و آنها را به دليل نوع
پوشش و آرايششان مورد قضاوت منفی قرار می دهند.
با اين حال دکتر سعيد مويد فر به
راديو فردا می گويد اگر چه پس از انقلاب
اسلامی ايران برای نوع پوشش خانم ها محدوديت
ها بيشتری تعيين شد، اما آزار و اذيت خيابانی
در حکومت قبلی که زنان در انتخاب پوشش آزاد
بودند نيز وجود داشت.
از نظر زنان مورد پرسش در سايت
زنستان، دلايل رواج خشونت و آزار خيابانی به
ترتيب عبارتند از:«فرهنگ جامعه، بيماری روحی و
جنسی مردان مزاحم، قوانين نامناسب و عدم
برخورد با مزاحمين، غريزه و طبيعت مردان،
رفتار، پوشش و آرايش زنان در خيابانف موقعيت
اقتصادی پايين، ماهواره و اينترنت و نيز
موقعيت اقتصادی بالا.»
در اين نظر سنجی، پاسخ دهندگانی که
خود از پوشش چادر استفاده می کردند درباره علل
رواج آزار خيابانی عقيده داشتند که در درجه
اول رفتار، پوشش و آرايش زنان در خيابان و سپس
ماهواره و اينترنت و بعد غريزه و طبيعت مردان
عامل اصلی رواج آزار خيابانی است.
اما
به گفته دکتر سعيد مويد فر، «ترکيب و شيوه
تربيت خانواده های ايرانی به گونه ای است که
دختران و پسران ترجيح می دهند به دور از چشم
خانواده رابطه با جنس مخالف را تجربه کنند و
چون مکان مناسبی برای اين تعامل وجود ندارد،
خيابان به مکانی برای تخليه خواسته های جوانان
تبديل شده است.»
با این شرایط همچنان همواره زنان
در عهد ولایت فقیه تحت فشار و سرکوب می باشند
و برای نجات همانا آگاهی زنان از حقوق خودشان
و یکی و همصدا شدن آنان می باشد
مهناز خزائی
هیئت تحریریه
امور
زنان:
اکرم
سلیمانی
آدرس :
Mahnaz Khazaie
Rumann Str. 17-19
30161 Hannover
Tel.: 01777312211
-
01746301363
Email.:
khazaie75@yahoo.de
soleimani1960@yahoo.de
http://www.fariadema.com/
یادآوری
این نشریه زیر نظر مدیر مسئول و هیئت تحریریه
برای رساندن فریاد درد خود زنان تحت ستم ایران
به دیگران و دفاع از حقوق زنان و مردم ایران و
افشاگری جنایات و خیانتهای رژیم جمهوری اسلامی
منتشر میشود.
نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی
تائید و پذیرش آنها نمیباشد .
با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و انتشار
آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد است
فریاد ما