سال چهارم شماره 48
تیر ماه
1387 بهاء 0/5 یورو
ما
در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری
که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير
مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و
متحجر می گيرند، رشد نمودیم .
اين کشور که:
با
پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر
صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط
حافظ منافع عده ای ناکس شده است .
اين کشور که:
به
گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در
زمین ) که : مردم ایران دو گروه خودی و غير
خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و
برای غير خودی ها نا درست است .
اين کشور که:
حق
آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و
در پاسخ کمترين اعتراض مردم توسط مزدورانش
سرکوب و اعدام می گردد.
این کشور که :
نمایندگانشان منصوب رهبر و شورای نگهبان بوده
و در خواب هستند
وای به حال این مردم این کشورکه: ....
گفتنی ها زياد است ولی اينک توان باز گوئی
تمام آنها نيست و برای ادامه مبارزه و رساندن
تلاش قشر سرکوب شده زنان را از این شماره جنبش
زنان ایران برای تغییر قوانین زن ستیز و مرد
سالار را ارائه خواهمیم داد. با آرزوی موفقیت
تمام زنان ایران و رسیدن به حقوق برابر
مهناز خزائی

بيانيه ”يك ميليون امضاء“
براي تغيير قوانين تبعيضآميز
مجموعه
قوانين موجود در
ايران، زنان را جنس دوم قلمداد كرده و بر
آنان تبعيض روا می
دارد، آن هم در جامعه ای که بيش از 60 درصد از
پذيرفتهشدگان
دانشگاهها
را زنان تشكيل میدهند.
در بسياري از جوامع اعتقاد بر آن است كه قانون
بايد يک پله از
فرهنگ بالاتر باشد تا بتواند فرهنگ جامعه را
تعالي بخشد اما قوانين
در ايران از فرهنگ
و موقعيت زنان عقبتر
است.طبق
قانون يک دختر در سن نه سالگي مسئوليت کامل
کيفري دارد و اگر
مرتکب جرمي شود که
مجازات آن اعدام است دادگاه ميتواند
او را به اعدام محكوم
كند.
اگر زن و مردي در
خيابان تصادف کنند و هر دو فلج شوند طبق قانون
خسارتي که به زن مي
دهند نصف خسارت مرد
است. اگر حادثهاي
جلوي چشم زن و مردي اتفاق بيافتد طبق قانون
شهادت زن بهتنهايي
پذيرفته نميشود
اما شهادت مرد پذيرفته ميشود.
طبق قانون، پدر
ميتواند
با اجازه دادگاه، دخترش را حتي قبل از 13
سالگي به عقد مرد 70 سالهاي
درآورد. طبق قانون،
مادر هيچگاه
نميتواند
سرپرست امور مالي فرزندش باشد و در مورد
محل زندگي، اجازه
خروج از كشور و حتي مسائل درماني كودك تصميم
بگيرد. طبق قانون
مردان ميتوانند
چند همسر داشته باشند و هر موقع بخواهند زنشان
را طلاق بدهند.اين
موارد تنها بخش كوچكي از نابرابري و تبعيضهاي
قانوني نسبت به
زنان است و بيشك
زناني كه در طبقات پايين جامعه قرار دارند يا
جزو اقليتهاي
قومي
و مذهبي هستند از
تبعيضات قانوني بيش از ديگر زنان رنج ميبرند.
از سويي، وجود
قوانين ناعادلانه،
روابط بين زن و مرد را چنان ناسالم و نامتعادل
ساخته كه زندگي
مردان را نيز با
مشكلات بسياري مواجه كرده است، از جمله ميتوان
به رواج ميزان
بالاي مهريه اشاره
كرد كه بهدليل
احساس عدم امنيت ناشي از تبعيضات قانوني از
سوي
زنان درخواست ميشود.
از
سوي ديگر، دولت ايران به ميثاقهاي
بينالمللي
حقوق بشر ملحق و
متعهد به اجراي
مقررات آنان شده است. مهمترين
ضابطه در حقوق بشر عدم تبعيض برمبناي
جنس، قوم، مذهب
و... است. بنابر مباني فوق ما امضاءكنندگان
اين بيانه خواستار رفع
تبعيض از زنان در
كليه
قوانين بوده و از
قانونگذاران ميخواهيم
كه نسبت به بازنگري
و اصلاح قوانين بر
اساس تعهدات بينالمللي
دولت اقدام نمايند.
مهناز خزائی
گزارش آماری از روند بازداشت و احضار
فعالان
برای تغییر قوانین برای برابری
۴۳
بازداشت طی یک سال و دو ماه
مهرنوش خلیلی طهماسبی
21 ماه
از آغاز کمپین یک میلیون امضا می گذرد. طی این
مدت کمپین به مدد تلاش کنشگران برابرخواه خود
در تهران، شهرستانها و به مدد تلاش فعالانه
کنشگران خارج از کشور حتی فراتر از مرزهای
رسمی کشور با وجود همه فشارها، تهدیدها و
بازداشت ها همچنان به پیش می رود. اعضای آن
هرجا که بشود برگه امضاها از کیفشان بیرون می
آورند، درباره خواسته های کمپین حرف می زنند،
از تاثیر قوانین بر زندگی زنان می گویند و از
مردم می خواهند برای تغییر قوانین تبعیض آمیز
بیانیه کمپین را امضا کرده و در این حرکت مدنی
مشارکت کنند. آنها سعی دارند که در فضای عمومی
شهر ، فضایی که به زنان هم تعلق دارد در قالب
ارتباط چهره به چهره و گفتگو با زنان ومردان
به گردآوری امضا بپردازند.
با وجود این، صدور قرار بازداشت برای
۴٣
نفر از فعالان کمپین (از یک روز تا
۵
ماه )و ابلاغ حکم حبس تعلیقی (جمعا
۱٨
ماه )، هزینه ای است که زنان و مردان فعال در
کمپین برای پیشبرد این حرکت اجتماعی پرداخته
اند. این فشارها گاه حین جمع آوری امضا، گاه
در پی تشکیل کارگاههای آموزشی،گاه درپی
نشستهای کوچک و بزرگ اعضای کمپین در تهران و
شهرستان ها و گاه به دلیل فعالیت در حوزه های
خبری در رسانه کمپین و ...مواردی ازاین دست رخ
داده است.
۲۴
آذر ماه
۱٣٨۵: زینب پیغمبرزاده / اولین بازداشت؛ جمع
آوری امضا در مترو
چهار
ماه از آغاز به کار کمپین گذشته است. اولین
نشست سراسری اعضای کمپین در پارکینگ منزل شخصی
یکی از اعضا برگزار شده، هنوز به خانه هایمان
نرسیده ایم که خبر بازداشت "زینب پیغمبرزاده"
می رسد. در مترو با مردم درباره کمپین یک
میلیون امضا و تبعیضات قانونی بر زنان گفتگو
می کرده و از آنها می خواسته بیانیه کمپین را
امضا کنند که دستگیر می شود.
پس از
۵
روز بازداشت در بازداشتگاه های گیشا و وزرا،
اتهام زینب "اقدام علیه امنیت ملی" اعلام می
شود. زینب پیغمبرزاده
۲۹
آذر ماه، پس از بازپرسی در شعبه
۱۴
دادگاه انقلاب با قرار کفالت آزاد می شود.
۲۰
دی
۱٣٨۵:
نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی/ جمع آوری امضا
در مترو
کمتر از یک ماه بعد نسیم سرابندی و فاطمه
دهدشتی هنگام جمع آوری امضا در مترو بازداشت
می شوند، به خاطر بکارگیری مسالمت آمیزترین
روش مدنی در احقاق مطالبات حقوقی.
نسیم و فاطمه پس از یک روز بازداشت در
بازداشتگاه گیشا، آزاد می شوند.
به نظر
می آید با توجه به اینکه جرمی واقع نشده،
پرونده مختومه اعلام شود. اما احضاریه ای که
در فروردین
۱٣٨۶
به دست این دو دختر دانشجو می رسد، نشان از
تغییر روند بازپرسی دارد.
نسیم و
فاطمه که دانشجوی دانشگاه تهران هستند، می
گویند :« ما را ازحراست دانشگاه تهران خواسته
بودند وقتی مراجعه کردیم گفتند از طرف پلیس
امنیت برای شما احضاریه آمده است.
۲٨
فروردین به پلیس امنیت واقع در میدان عشرت
آباد مراجعه کردیم، در آنجا مجددا مورد
بازجویی قرار گرفتیم سپس ما را از پلیس امنیت
به دادگاه انقلاب دادیاری ویژه امنیت منتقل
کردند در آنجا هم مجددا مورد بازپرسی قرار
گرفتیم و تفهیم اتهام شدیم. به ما گفته شد که
اتهام شما اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ
علیه نظام است ما نیز در آخرین دفاع ازخود این
اتهام را نپذیرفتیم.»
فاطمه دهدشتی ونسیم سرابندی پس از تفهیم اتهام
به قید کفالت آزاد می شوند. اما در دادگاهی که
۲۱
مرداد ماه در شعبه
۲٨
دادگاه انقلاب برگزار می شود، به اتهام "اقدام
علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه
نظام " به
۶
ماه حبس تعلیقی تا
۲
سال محکوم می شوند.
۱٣
فروردین ۱٣٨۶:
محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز/جمع آوری
امضا، پارک لاله
دستگیری
۵
نفر از اعضای کمپین، خبر داغ سیزده بدر
۱٣٨۶
است. خبری که گمان می رود دروغ سیزده بدر
باشد، چرا که گفتگو با مردمی که به پارک لاله
آمده اند و کمی آنطرف تر از شما بساط ناهارشان
را پهن کرده اند در هیچ کجای قانون ممنوع
نشده، دعوت از آنها برای امضای بیانیه ای که
خواستار اصلاح قوانین تبعیض آمیز است نیز عمل
مجرمانه ای محسوب نمی شود.
با همه اینها اما، سعیده امین، سارا ایمانیان،
محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز، همایون نامی
دستگیر می شوند. نیروهای امنیتی ابتدا این پنج
نفر را به اماکن میدان نیلوفر تحویل می دهند.
بازداشت شدگان بعد از ساعتی پرسش و پاسخ، به
بازداشتگاه وزرا انتقال داده می شوند و شب را
در این بازداشتگاه بسر می برند.
۱۴
فروردین سه نفر از بازداشت شدگان (سارا
ایمانیان، سعیده امین، همایون نامی ) با سپردن
قرار التزام در دادگاه انقلاب، آزاد و ناهید
کشاورز و محبوبه حسین زاده به زندان اوین
منتقل می شوند. انتقال این دو عضو کمپین به
بند عمومی زندان اوین در حالی است که در جلسه
دادگاه به بازداشت شدگان گفته می شود که با
قرارکفالت آزاد می شوند
.
بسیاری
از وکلا در گفتگو با سایت تغییر برای برابری
اعلام می کنند : « در قوانین جمهوری اسلامی و
قانون جزا هیچ اشاره ای به مجرمانه بودن جمع
آوری امضا نشده است و از نظر قوانین و حقوق
دانان این زنان هیچ جرمی مرتکب نشده اند.»(۱)
با وجود این ناهید و محبوبه
۱٣
روز در بازداشت می مانند و در نهایت
۲۶
فروردین ماه با قرار کفالت
۲۰
میلیون تومانی برای هر یک از آنان، آزاد می
شوند.
"
اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی
علیه نظام جمهوری اسلامی"اتهامی است که قبل از
آزادی از زندان در بند
۲۰۹
اوین به این دو عضو کمپین اعلام شد.
۲۰
خرداد ۱٣٨۶ :
احترام شادفر (مادر کمپینی )و همسایه او /جمع
آوری امضا
دو روز قبل از سالروز تجمع اعتراضی زنان در
۲۲
خرداد دو نفر دیگر از اعضای کمپین یک میلیون
امضا بازداشت می شوند، این بار نوک پیکان
بازداشت ها دختران جوان کمپینی را رها کرده و
به سراغ مادرانشان آمده است.
ساعت یک بعد از ظهر روز
۲۰
خرداد ماه
۱٣٨۶
زنگ خانه زینب (احترام) شادفر از فعالان کمپین
یک میلیون امضا به صدا در می آید. یکی از
همسایه هایش که در جمع آوری امضا نیز فعال
است، از احترام می خواهد جلوی در برود. او که
۵۰
سال دارد، حین جمع آوری امضا دستگیر شده است.
به ماموران گفته است که دفترچه کمپین و بیانیه
امضا را از احترام گرفته است.
ماموران بدون نشان دادن حکم جلب، هردوی آنها
همراه خود می برند و در پاسخ به نگرانی
خانواده ها اعلام می کنند که :«به دستور
دادیار برای پاره ای توضیحات می روند و تا یک
ساعت دیگر می آیند. نگران نباشید و نمی خواهد
بیایید خودشان بر می گردند.»
با پیگیری خانواده ها مشخص می شود که آنها را
ابتدا به اماکن میدان نیلوفر و پس صدور حکم
۲۴
ساعته برای آنها، به بازداشتگاه وزرا منتقل
شده اند. در شعبه ویژه امنیت دادگاه انقلاب با
قید التزام آزاد می شوند. پرونده همسایه
احترام بسته می شود اما ٨ ماه بعد، حکم
۶ماه
حبس تعلیقی به مدت دو سال برای احترام وی
اعلام می شود.
شعبه
۱٣
دادگاه انقلاب اسلامی اتهام احترام شادفر را "
اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلبغ علیه نظام
جمهوری اسلامی در کمپین یک میلیون امضا" اعلام
کرده است. علت صدور این حکم جمع آوری امضا
عنوان شده است.
۲۰
تیر ماه۱٣٨۶:
جای مردان برابر خواه در زندان است: امیر
یعقوبعلی
کمپین همچنان ادامه دارد. با تجربه هایش، با
اعضای جدیدی که به این حرکت می پیوندند، با
اضافه شدن هر روزه تعداد امضاها و با ادامه
داشتن دستگیری ها.....
علت دستگیری ها همچنان جمع آوری امضا اعلام می
شود، شیوه دستگیری ها اما یکسان نیست. پس از
دستگیری مادران کمپینی نوبت به مردان برابر
خواه می رسد.
۲۰
تیرماه امیر یعقوبعلی در پارک اندیشه تهران
حین جمع آوری امضا دستگیر می شود. امیر به
سلول انفرادی بند ۲۰۹ انتقال داده می شود و
قاضی در پاسخ به مادر امیر که مگر جمع آوری
امضا جرم است؟ می گوید:«امیر مرد است چکار به
کار زنها دارد، برود بنشیند درسش را بخواند.»
با طولانی شدن بازداشت امیر و مشخص نشدن وضعیت
وی از طرف مقامات قضایی، کمیته مادران کمپین
یک میلیون طی نامه ای به ریاست محترم قوه
قضائیه نسبت به بازداشت امیر یعقوبعلی و بهاره
هدایت (عضو کمپین یک میلیون امضاء که همزمان
با امیر به خاطر فعالیت های دانشجویی اش در
بازداشت است) اعتراض کرده و خواستار رسیدگی به
پرونده آنان می شود. تعدادی از مادران کمپینی
٣ مرداد این نامه را به دفتر ریاست قوه قضائیه
ارائه می دهند. امیر یعقوبعلی
۱۷
مرداد ماه، پس از
۲٨
روز بازداشت در سلول انفرادی با وثیقه
۲۰
میلیون تومانی آزاد می شود.
۲٣
شهریور۱٣٨۶:
بازداشت ۲۵ نفر در کارگاه آموزشی خرم آباد
تنوع
بازداشت ها از افراد بازداشت شده به شیوه
بازداشت ها نیز می رسد. این بار پلیس با حمله
به یک کارگاه آموزشی کمپین که در منزل شخصی
یکی از داوطلبان خرم آبادی برگزار شده است،
۲۵
شرکت کننده در کارگاه را مورد ضرب و شتم قرار
داده و بازداشت می کند.
دقایقی
از شروع کارگاه نگذشته است که
۱۰
پلیس مسلح با لباس نظامی و شخصی و ٣ پلیس زن
با خشونت وارد خانه شده و از همان آغاز، به
صاحبخانه حمله کرده و با قنداق تفنگ ولگد او
را مورد ضرب وشتم قرار می دهند.
پس از یک ساعت توهین و تجسس و ضرب وشتم و ضبط
وسایل شخصی، مردان را دستبند به دست از خانه
خارج می کنند، زنان با فریادهای اعتراض آمیز
از دستبند زدن امتناع می کنند. شرکت کنندگان
در کارگاه هنگام خروج از منزل درکمال تعجب با
جمعیتی رو به رو می شوند که پلیس به آنان گفته
است که این افراد به خاطر " راه انداختن بساط
لهو و لعب" بازداشت شده اند!
۲۰
نفر از شرکت کنندگان در کارگاه به همراه
میزبان، نفیسه آزاد، زارا امجدیان، جلوه
جواهری، منصوره شجاعی و نازلی فرخی پنج عضوی
که از تهران برای برگزاری کارگاه رفته اند، پس
از ۱۲ ساعت بازداشت آزاد می شوند. رضا
دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور فعالان
اجتماعی خرم آباد در بازداشت نگهداشته می
شوند. جرم آنها برگزاری یک کارگاه آموزشی در
خانه ای کوچک و با عده ای محدود در مورد
قوانین نابرابر است.
رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور پس
از ٣ روز در بازداشت در خرم آباد. عصر روز
۲۵
شهریور آزاد شدند.
۱۷
مهر ۱٣٨۶:
بازداشت ها به کردستان رسید: روناک صفا زاده
۱۷
مهر، روناک صفازاده از فعالان حقوق زن در
سنندج در خانه اش بازداشت می شود. روناک در
حالی توسط نیروهای امنیتی بازداشت می شود که
به گفته خانواده اش روز قبل از بازداشت همزمان
با روز کودک به همراه هانا عبدی فعال دیگر
حقوق زنان، جشن شادی برای بچه های موسسه
"هوراز"، در سنندج برپا کرده است. آنها در این
جشن ۵۰۰ جزوه کمپین را تکثیر کرده و برای جمع
آوری امضا به مراسم می برند. حین جمع آوری
امضا یک مامور بیانیه را از دست روناک می گیرد
و فردای آن روز نیروهای امنیتی ساعت ۷ صبح به
خانه روناک و هانا عبدی میروند. هانا را نمی
یابند اما روناک را هنگام رفتن به سرکار
بازداشت می کنند و سپس وارد خانه شده و پس از
تفتیش خانه و ضبط برخی از وسایل شخصی روناک او
را با خود می برند.
به گفته خانواده روناک نیروهای امنیتی پس از
تفتیش منزل، وی را به بازداشتگاه اداره
اطلاعات سنندج منتقل می کنند و برگه های
بیانیه و
۵۰۰۰
دفترچه کمپین را که از خانه روناک برداشته اند
با خود می برند. پس از
۱٨
روز بی خبری از وضعیت روناک صفازاده بالاخره
خبر صدور قرار بازداشت یک ماه برای روناک به
خانواده وی اعلام می شود .بیش از چهار ماه از
بازداشت روناک صفازاده می گذرد و از انتقال وی
به بند عمومی زندان سنندج دارد.
روناک صفازاده
۲۱
ساله،گرافیست و فعال در حوزه زنان و عضو انجمن
زنان آذرمهر کردستان است. ادامه
دارد
ه مناسبت
سالروز 18 تیر جنبش دانشجوئی در سال 1378 برای
آگاهی شما عزیزان نگاهی گذرا از وقایع قبل و
بعد از 18 تیر را جمع آوری نموده ام که در
اختیار شما قرار میدهم.
امید است که
یاد و خاطره این جوانان را فراموش نکنیم .
مهناز خزائی

صبح روز
سه
شنبه 15 تيرماه 1378، عابرانی که در تب وتاب
فضای دگرگون شده پس از دوم خرداد 76،
بيشتر از هميشه به پيشخوان روزنامه فروشی ها
سر می کشيدند، ديدند که يک روزنامه با
تيتری سراسر متفاوت از تمامی روزنامه های آن
روز صبح، پيش رويشان است.
روزنامه
سلام با اين تيتر منتشر شده بود:
"سعيد اسلامی پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را
داده
است"
روزنامه سلام (۱۵
تیر
۷۸)
در آن
روزها، که بحث تصويب قانون جديد مطبوعات در
مجلس پنجم داغ تر از هميشه بود، کمتر کسی را
می شد پيدا کرد که درباره سعيد اسلامی يا
امامی چيزی نشنيده باشد يا نداند.
او که
سال ها معاون وزير اطلاعات بود، در پی وقوع
قتل های زنجيره ای در پاييز 1377، به عنوان
متهم رديف اول معرفی و بازداشت شده بود. اما
پس از مدتی گفته شد که در زندان با استفاده از
داروی نظافت خودکشی کرده است....
و
اما ادامه ماجرای
۱۸
تیر
۷۸
:
سعيد
امامی در مرکز دايره ای از رازها و ابهام ها
نشسته بود و هرآنچه به او مربوط می شد، جذاب
تر يا مهم تر از آن بود که کسی به سادگی از
کنارش بگذرد.
و
"سلام" بانگی رها کرده بود که پژواکش تا روزها
ادامه داشت. نمايندگان اکثرا محافظه کار مجلس
پنجم، که در کش و قوس محدود ساختن قانون قبلی
مطبوعات بودند، از نسبت دادن طرح آنان به سعيد
امامی برآشفتند و وزارت اطلاعات از مدير مسوول
روحانی "سلام"، به دليل چاپ سند محرمانه، به
دادگاه ويژه روحانيت شکايت برد.به
اين ترتيب، يک تيتر تکان دهنده، نقطه آغاز
ماجرايی پر حادثه شد.غروب
2 روز بعد، معلوم شد که چاپ چنين جمله ای می
تواند به بهای تعطيلی روزنامه ای، حتی به
اهميت و وزن سياسی "سلام" تمام شود.صبح
3 شنبه، بدون "سلام" آغاز شد و شب 5 شنبه
آبستن رويدادهای حيرت آور ديگری بود.
و به این ترتیب
... :
۱۵
تیر ۱۳۷۸: انتشار نامه فوق محرمانه سعید امامی
در روزنامه سلام.
و توقیف روزنامه سلام
۱۶
تیر ۱۳۷۸: تصویب کلیات طرح اصلاح قانون
مطبوعات.
و اغلام نامه نوشته شده در روزنامه سلام
۱۷
تیر ۱۳۷۸: اعتراض دانشجویان نسبت به عدم
آزادی بیان و بستن روزنامه سلام
۱۸
تیر ۱۳۷۸ :
اولين جرقه نا آرامی ها
پنج
شنبه شب، تعدادی از دانشجويان ساکن کوی
دانشگاه تهران در خيابان کارگرشمالی (امير
آباد شمالی)، در اعتراض به توقيف روزنامه سلام
گرد هم می آيند. دانشجويان، خواستار رفع توقيف
از سلام و عدم تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات
در مجلس هستند.


ادامه
اعتراض از محوطه کوی دانشگاه به خيابان
کشيده می شود. ماموران نيروی انتظامی و پس از
مدتی، نيروهای ديگری که " لباس شخصی"
خوانده شده اند، نيز از راه می رسند.

نيمه
های شب، درگيری مختصری ميان دانشجويان
و ماموران نيروی انتظامی روی می دهد.
دانشجويان پس از سنگ پرانی، يکی از سربازان
نيروی انتطامی را به گروگان با خود به داخل
خوابگاه دانشجويی می برند و پس از مدتی،
رهايش می کنند. به نظر می رسد که ماجرا پايان
گرفته، اما حوادث مسير ديگری
دارد.
نيروهای
انتظامی، که گفته می شود لباس شخصی ها نيز
همراه آنان بوده اند،
در نخستين ساعات بامداد جمعه 18 تير ماه وارد
محوطه کوی دانشگاه می شوند تا از آن
پس 18 تير، در تقويم ها معنای ديگری داشته
باشد.
بسياری از دانشجويان کتک
می
خورند و بازداشت می شوند.

تصاویری از اتاقهای
ساختمان
۲۲
کوی.
چيزی به
صبح نمانده، اما در مدتی اندک، کوی دانشگاه به
هم
ريخته و دگرگون شده است. مهاجمان رفته اند و
دانشجويان زخمی را در اتاق های آشفته،
کنار وسايل و در ها و پنجره های شکسته به حال
خود رها کرده اند.

محسن جمالی، چشم خود را در اثر
برخورد گاز اشک آور از دست داد

تصویری از اتاقهای خوابگاه کوی
دانشگاه پس از حمله پلیس و انصار.
راهروهاي خوابگاه كه توسط دانشجويان ديوارنويسي شده است

مسجد کوی شهر، جمعه با خبری هولناک
از خواب برمی خيزد و پس از آن درگيری ها تا
پنج روز ادامه می يابد.

صاحب امتیاز و مدیر
مسئول
مهناز خزائی
آدرس :
Mahnaz Khazaie
Rumann Str. 17-19
30161 Hannover
Tel.: 01777312211
Email.:
khazaie75@yahoo.de
www.fariadema.com
یادآوری
این نشریه زیر نظر مدیر مسئول برای رساندن
فریاد درد خود و مردم تحت ستم ایران به دیگران
و دفاع از حقوق انسان ها به ویژه زنان که به
طور مضاعف در ایران تحت فشار و بی قانونی می
باشند و افشاگری جنایات و خیانتهای رژیم
اسلامی منتشر میشود.
نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی
تائید و پذیرش آنها نمیباشد .
با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و انتشار
آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد است
فریاد ما