سال چهارم شماره 45
فروردین ماه
1387 بهاء 0/5 یورو
ما
در دوران ظلم و تعدی به جان انسانها در کشوری
که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير
مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ناآگاه و
متحجر می گيرند، رشد نمودیم .
اين کشور که:
با
پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر
صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط
حافظ منافع عده ای ناکس شده است .
اين کشور که:
به
گفته رهبرش ( همانا جانشین نماینده خدا در
زمین ) که : مردم ایران دو گروه خودی و غير
خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و
برای غير خودی ها نا درست است .
اين کشور که:
حق
آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و
در پاسخ کمترين اعتراض مردم توسط مزدورانش
سرکوب و اعدام می گردد.
این کشور که :
نمایندگانشان منصوب رهبر و شورای نگهبان بوده
و در خواب هستند

وای به حال این مردم این کشورکه: ....
ما
گفتنی زياد داریم ولی اينک توان باز گوئی تمام
آنها نيست ولی اين سر آغازی برای رساندن نجوای
مان که اينک به صورت فريادی شده است می
باشد.با اميد همکاری شما انسان های آزاده و
آزاديخواه .
ماهنامه فریاد ما
در
این شماره می خوانید :
1.
گوشه ای از فریاد ما
2.
چند
خبر از ایران اسلام زده
3. دنیا گرایی و دنیا گریزی
4. دختران زحمت و اميد
5. مروري بر مبارزات حقوقي جنبش
زنان و عملكرد مجلس هفتم
چند خبر از ایران اسلام زده
صالح ناغی
قطع
اعضای بدن در سيستان و بلوچستان
وقتی
مطلبی از آقای هاشمی شاهرودی در سايت انتخاب
زير عنوان "بی حس کردن اعضاء هنگام اجرای
کيفرهای جسمانی" منتشر شد، به دلمان اصلا بد
نياورديم و فکر کرديم اين مطلب هم مثل بسياری
از مطالب فقهی-تخصصی، در چارچوب مسائل فنی و
بحث های انتزاعی اسلام مطرح شده است. اما با
بريده شدن دست و پای پنج انسان در سيستان و
بلوچستان ديديم ای دل غافل چه نشسته ای که بر
مبنای همين بحث فقهی-تخصصی پنج دست و پنج پا
بريده شد و دو نفر هم در نوبت پرتاب از روی
بلندی قرار گرفته اند.
گفتيم
يک بار ديگر مقاله را بخوانيم ببينيم حالا که
دست و پا را در عالم واقعيت می بُرَند، چه
آدابی را هنگام بريدن رعايت می کنند. ديديم
حضرت آيت الله در مورد بی حس کردن شخص موقع
تحمل مجازات نظر داده اند که "درحدودی مثل
تازيانه و رجم و بعضی از قتلها که شدت کيفر در
آنها لحاظ شده است مثل سوزاندن يا از بلندی
افکندن، بی حس کردن محکوم جايز نيست و بايد او
را از انجام عمل بی حسی منع کرد. درمورد قطع
عضو نيز اگر اين برداشت از آيه درست باشد که
کلمه نکال در آيه، ظهور در دردناک بودن کيفر
دارد، همين حکم صادق است... از مجموع مباحثی
که در اين مساله گذشت، می توان به دست آورد که
در باب قصاص، مماثله در اصل دردناک بودن و
احساس درد کردن به مقداری که عادتا مقتضای
جنايت است، از حقوق مجنی عليه يا ولی او می
باشد.
بنابراين او حق دارد که خواستاردردناک بودن
کيفر باشد و جانی نمی تواند از آن امتناع ورزد."
تعدادی
آيات و روايات هم آورده اند که بر دردناک بودن
مجازات صحه بگذارند. در گذشته ما هر چه از
اسلام می شنيديم، مهر و عاطفه و گذشت بود.
امروز همه چيز ديگر شده است. به قول خانم
عبادی اين شيوه های مجازات را اگر امروز به
کار گيريم، می توانيم اسرای جنگ را هم برده ی
خود کنيم. اگر قطع دست و پا، امکان اسب سواری
و تيراندازی را از شخص محارب می گرفت، امروز
که ماشين جای اسب، و مسلسل جای تير و کمان را
گرفته و دست و پای مصنوعی در مدل های مختلف به
فروش می رسد، اين شيوه ی مجازات اثری نخواهد
داشت. به جای اين کار بايد مغز محاربان را از
بدن جدا کرد که با ديدن بی عدالتی و ظلم، به
سمت واکنش های کور و مخرب نروند.
سرعت
چشمگير دولت نهم
"وحيد عدالتي"
از سخنان مشاور رئيس جمهور به حيرت افتاده است
که از دولتمردان خواسته با توجه به ظرفيت
دولت نهم، برنامه چشم انداز پنجاه ساله
رابنويسند:
من نمي دانم چرا
هر وقت سخنان آقاي کلهر را مي شنوم به ياد
وزير اطلاع رساني عراق قبل از جنگ مي افتم.
من واقعا از يک جهت به آقاي کلهر تبريک عرض
مي کنم که هميشه به دنبال نيمه پر ليوان است و
وقتي حرف مي زند آدم احساس مي کند ايران همين
روزهاست که امريکا را بگيرد و استکبار جهاني و
اذنابش را از پا در آورد و مشت محکمي بر
دهانش بکوبد.
آقاي کلهر يک
خوبي دارد که هميشه به آدم انرژي مثبت مي دهد،
و جوري حرف مي زند که آدم اصلا فکر نمي کند
که قطعنامه سوم تصويب شده و نرخ تورم به
۱۸
درصد رسيده و گراني بي داد و بيکاري ولوله مي
کند. آقاي کلهر چند روز پيش گفته روزي که سند
چشم انداز 20 ساله ترسيم شد تصور نمي شد که يک
دولتي بيايد و با سرعت چشم گير و با انرژي
بالا و اراده اي پولادين وارد عرصه ساخت و ساز
شود. وي اضافه کرده است:
بنده عرض مي
کنم که ما نبايد متوقف بشويم. اگر ما توانستيم
راه 18 ساله را دو سه ساله طي کنيم بايد مجلس
آينده يا نهادهاي همسان آن، برنامه 50 سال
آينده را ترسيم نمايند و روي ظرفيت هاي سياسي
کشورهم حساب جديد باز کند
وحید رشادی
خرت جویی یا معاد گرایی ، نوعی اعتقاد و باور
دینی است که فرض اولیه آن باوربه وجود جهان
دوم و دیگری است که دنباله جهان کنونی وزمینی
بوده وبه روز وصل آن " محشر یا رستاخیز "
اطلاق می کنند .در این روز به داوری اعمال خوب
و بد آدمی در جهان اول یا فانی پرداخته وهرکس
به سزای اعمال نیک و بد خویش می رسد . بر اساس
این اعتقاد درجهان باقی ، سیستم تنبیه و تشویق
به صورت عوالم جهنم وبهشت تعبیه شده است که
اولی محل عقوبت وعذاب دردناک و دومی عالم
لذایذ وخوشی هاست . در چنین دستگاه اعتقادی
عموما اینگونه ادعا میشود که باید عمده توجهات
انسان این جهانی به جهان دوم وخانه آخرت و
ابدی معطوف بوده ودرراستای اندوخته ای باشد که
در آن جهان به کار او می آید. دنیا گرایی نیز
فراگردی است که" در آن فکر وعمل دینی ونهادهای
مذهبی اهمیت اجتماعی خود راازدست میدهند". در
زمینه حیات اجتماعی" غیر دینی شدن یا
سکولاریزم با زدودن بعد تقدس آمیز برخی
ازمظاهر جهان ومقام انسان در جهان همراه است
وبا آن مظاهر عقلانی ،علمی وفنی جایگزین مظاهر
دینی وتبیین جهان با بهره گیری از امورمقدس
والهی میشود.
این فرایند مسیری است که اروپا با ستیزه های
اجتماعی وسیاسی علیه فرهنگ مسلط وواپسگرای
دینی عصر اسکولاستیک در قرون وسطی طی کرده
وروند دنیا گرایی ومدرنیزم را پیموده است .
پیروان اسکولاستیک " ایمان را بر عقل وخرد
مقدم می داشتند ومعتقد بودند که نخست باید
ایمان آورد وسپس مفاهیم ومطالب رادرک کرد ..
.آنان با هرگونه استقلال فکری واندیشه ای
مخالف بودند و.به نوشته های کتب مقدس واصول
اعتقادات دین مسیح وتعلیمات کلیسا استناد می
کردند " فرهنگ ایرانی آغشته به دستورات دینی
نیز مملو ازنصایح ومواعظی است که جهان خاکی را
خوارشمرده وتمامی مساعی وهدف زندگی واصولا
آفرینش را معطوف به جهان آخرت می شمارد(
الدنیا مزرعه الاخره) . این خصیصه چنان ترویج
وتعمیم داده شده که می توان آثاروبقایای آن
رانه تنهادرمتون دینی ،تاریخی وادبی یافت بلکه
درمتن زندگی اجتماعی جامعه ایران نیز از
دیرباز تاکنون قابل مشاهده است . درپرتوچنین
ایستارها ونگرش هایی است که ژولیدگی وبی
علاقگی به دنیا وهرآنچه در آن هست ،جزو خصایص
بارز ایران وایرانی می نماید .درزمان محمد شاه
قاجار یک سیاح انگلیسی بنام" فلاندن " پس از
بازگشت از گشت وگذار در ایران می نویسد :" در
سرتاسر ایران ، بنایی که خراب شود کسی همت
نمی کند آنرا تعمیر کند. پیوسته ویرانی
برویرانه می افتد وروی هم کپه میشود . وقتی
دیده میشود که پل ها خراب ، کاروانسراها
وراهها وجاده ها درهم ریخته ،انسان به فکر
میرود وبه نظرش میرسد که هریک ازاهالی یا
ساکنان ایران تنها به جا وزمینی که روی آن
کارمی کنند ، دل بسته اند وباسایر جاهای کشور
خود رابطه ای ندارند.مردم درهمه جا عموما
پژمرده ودرحال احتضارند.
در جای دیگری همفر جاسوس انگلیسی می نویسد :"
عمده نقاط ضعفی را که دیدم عبارتند از ترک
دنیا وفقط چسبیدن به آخرت واختصاص اعمال به
این مقصد و.." . این خصیصه از آن جهت به منزله
مانع فرهنگی توسعه قلمداد می شود که " ما هنوز
نمونه ای نداریم که یک کشوری توانسته باشد
درکنار دین ودیانت به درجات عالی صنعتی برسد
و.یک کشور توسعه یافته بمعنای اقتصادی مدرن
باشد " .احمد کسروی در اثرکوچک خود بنام
"کار،پیشه .پول" می نویسد : "امروزه ایرانیان
به دو گروهند.یکی آنانکه کهنه اندیشند وپیروی
کیش هامی کنند ودیگری آنان که نو اندیشند
وچیزهایی راازاروپا یاد گرفته اند .آنان که
پیروان کیش هایند از آمیغ های زندگی
بسیاردورند. آنان زندگانی را برای کارهای کیش
خود که مایه آبادی جهان دیگرشان است میخواهند
واین است که در زمینه کاروپیشه وکوشش ،یگانه
بایایی (اجبار)که برای خود می شناسند آن است
که پولی بدست آورند وروزی خانواده خود را راه
بیندازند. درنزد آنان گفتکو از بسیجیدن
(تولید)، گساریدن(مصرف) وآبادی کشور وفیروزی
توده ومانند اینها ارجی ندارد " . وی با چنین
تعبیری از منش ایرانی می افزاید " بی
شوند(علت) نیست که دراین کشور مفتخوری تابه
این حد گسترس یافته، بی شوند نیست که کارهای
بیهوده تابد ین حد فراوان گردیده ، بی شوند
نیست که بیشتر زمین های کشتنی این کشور، خشک
وویرانه افتاده وبی شوند نیست که سرزمینی که
از روی حساب میبایست دست کم به دویست وپنجاه
میلیون مردم خواربار دهد به بیست میلیون نمی
دهد . بی شوند نیست که سال می آید ومیرود و
بسیاری از خانواده ها از بسیاری از میوه ها
کمترین بهره نمی یابند ."
درهمین معناست که مفهوم زهد نیز به عنوان
الگوی رفتاری مسلمان ایرانی به بیان غزالی :"
آن است که دنیا آسوده وراحت به آدمی روی آورد
واوبتواند بدون این که بد نام شود یا مقامش
پایین آید از آن بهره گیرد ولی ازبیم آنکه
مبادا به دنیا انس گیرد ودرنتیجه به غیر خدا
انس گیرد ودرمحبت ذات باری دیگری را شریک
ساخته باشد ، آن را ترک گوید. .با این تعریف
زهد عبارت است از ترک لذایذ گذران دنیا به طمع
لذایذ پایدار آخرت و . ازسوی دیگر فقر نیز
مولد زهد در دنیاست . فقردر نظرتصوف ایرانی به
معنای نداشتن مال نیست بلکه نخواستن آن است .
دراین معنا از نظر لغوی نیز حتی دنیا از ریشه
د نی یا پست برآمده ودلبستگی بدان نیز پستی
تلقی می شود و فقرنیز نوعی فخر بشمار میرود .
در رویکرد دینی دنیا گریز اصولا هرگونه تفکر
وتدبیری (بجز تعقل مبتنی بر پاسخهای از پیش
تعیین شده ) وخردورزی مورد تهاجم بوده و تقبیح
می شود و تسلیم بی قید و شرط به نیروهای ازلی
و ابدی و ماوراءالطبیعه از یکسو وتبعیت محض
ازنیروهای مافوق اراده بشری و به تعبیر نظریه
شیعه اطاعت از نمایندگان خدا در زمین از اصول
تام و تمام تلقی می شود .
تبعات معادگرایی دینی که از دیرباز درذهن
واندیشه ایرانی ریشه دوانده وبا انواع تهدید
وتطمیع های آن جهانی، همواره در درازنای تاریخ
ایران اسلامی معاش اورا به مخاطره انداخته است
وامروزه یکی از موانع راهبردی توسعه فراگیر
وپایدار محسوب میشود، در سایر گستره های جامعه
ای نیز قابل باز یابی است :
- درگستره سیاسی به فرمانپزستی ، ستم پذیری
وقوام بجشیدن به استبداد سیاسی ودینی .منع
آزادی اندیشه وبیان منجر شده است .
- درگستره اقتصادی به قناعت در تولید واکتفا
به قوت لایموت وپرهیز از کارآفرینی ومعاش نیم
بند منتهی شده است .
- در گستره فکری واندیشگی نیز سبب آماده خوری
،ضعف نوآوری ،خلاقیت ونوجویی وتغییر پذیری شده
است .
- در گستره آموزشی بستر سازتقدیر گرایی،
سرنوشت پذیری، سکون، گذشته گرایی ومرگ دوستی
های مبهم گردیده است .(درزبان فارسی تنها محل
راحتی و آرامش، آرامگاه ! است؛ زمانی که آنسان
دینی از قفس تنگ جهان فانی وشداید ناشی از
معاش پرزحمت آن رهایی می یابد وبا اندیشه
معاد به آرامش ابدی می شتابد !) .
- در گستره شغلی به آماده خوری ، راحت طلبی
وضعف بهره وری وکارآیی ودر نهایت بیگانگی شغلی
انجانیده است .
- در گستره علمی ومعرفتی موجب تقلید گرایی
،خرد گریزی، تقدس گرایی وضعف پرسشگری شده است
.
بی تردید یکی از زمینه های ورود به مدرنیزم
وقبول وعینی سازی پاردایم های آن در زندگی
روزمره وتکثیر اندیشه نوجویی ، نوآوری
وکارآفرینی وتولیدگری در ایران امروز تخفیف
دامنه وگستره آخرت جویی وارج نهادن به دنیایی
است که بر اثر آنو به امید بهشت برین، برای
اکثر مسلمانان به جهنمی این جهانی تبدیل شده
است. ماکس شلر درخصوص شرایط ظهور علم نوین
وعقلگرایی به عواملی چند اشاره میکند:
1 .ازبین رفتن کنترلهای بخصوص برتفکر به سبب
رفرماسیون واصلاح دینی
2 . کانال زدن همه ظرفیتهای روانی توسط تعبیر
دینی به کار دراین جهان ودر ظرف پیشه وشغل
فردی .
3. آزادی اندیشه ورزی وعلم ازطریق جدایی دین
وسیاست
4. ظهور وارزشگذاری بر علم باوری با یک عشق
جدید واحساس به طبیعت ونه ماورای آن .
مهناز خزائی
. در اين صفحه دو عکس می بينيم. عکس بالا ,دختر هفت سين فروش خيابان
آذربايجان, است که از وبسايت فارسی بی بی سی
برداشته شده است.

عکس پائين تصويری
است اکنون معروف از دختر 7 ساله ای که حين
کنجدفروشی در پياده روی يکی از خيابان های
دمشق تلاش ميکند مشق بنويسد. اين عکس در
دسامبر سال گذشته جايزه بهترين عکس اتحاديه
عکاسان خبرگزاری های عرب را ربود. ع
کاس 27 ساله که
وسيم خير بک Wasim Kheir Beik
نام دارد درباره چگونگی گرفتن اين عکس
توضيحاتی داده است که به اندازه خود تصوير
گيرا و گوياست. وسيم شرح داد که دخترک نمی
خواست از او عکس گرفته شود و به همين دليل
تلاش عکاس برای عکس برداری را با پوشاندن چهره
خود به کمک دست های کوچکش خنثی ميکرد. سرانجام
عکاس مجبور شد هنگامی که دختر سخت در دفتر و
مشق خود سر فرو برده و متوجه اطراف نبود، از
فاصله دور با لنز عکسی از او بگيرد.
دختر کوچک از
,معجزه, عصر اطلاعات و تلاش ,چهره ها,، ,شخصيت
ها, و ,ستاره ها, برای ظاهر شدن در مقابل
دوربين ها بی خبر بود. عکاس نام عکس را ,چالش,
گذاشته است. چالش با فقر به اميد فايق آمدن بر
آن و دست يافتن به پيشرفت در زندگی.
عکس دختر هفت سين
فروش خيابان آذربايجان تهران توضيحی ندارد و
نميدانيم آيا او مدرسه ميرود يا نه، اما بی
ترديد همان نام که عکاس بر تصوير دختر کنجد
فروش دمشق گذاشته، زيبنده تصوير اين کودک کار
نيز هست: چالش با فقر به اميد آينده ای بهتر.
در کشوری که کودکان را به روی دار ميبرند بهتر
است عکس کودکان کار بی شرح بماند. در چنين
جايی نه ميتوان به شرح حال واقعی از کودکان
کار دست يافت نه به آمار واقعی. رژيم خودش
تعداد کودکان محروم تحصيل را نزديک دو ميليون
نفر ذکر کرده است. چه تعداد کار ميکنند؟ چه
کار ميکنند؟ چقدر کار ميکنند؟ چطور کار
ميکنند؟...
در جهان تعداد
کودکان کار را بيش از 125 ميليون نفر ذکر کرده
اند. آمار واقعی در اينجا هم بالاتر است. هفته
نامه آبزرورسال گذشته به نقل از يونيسف نوشت
تنها در هندوستان 25 ميليون کودک 5 تا 14 ساله
کار ميکنند و کار کودک 20 درصد توليد کلی ملی
کشور را تامين ميکند. وبسايت فارسی راديو
آلمان از يونيسف نقل کرد ,در مصر سالانه يک
ميليون کودک 11 ساعت در روز و در دمای بالای
40 درجه در مزارع پنبه در مصر کار ميکنند, و
,کار کودک در مصر يک سوم درآمد خانواده را
تامين ميکند.,
خبرهای هولناک تر هم هست: بردگی کودکان و تن
فروشی کودکان و نوجوانان. بنابر گزارش سازمان
جهانی کار 1.2 ميليون کودک در تجارت جنسی به
خريد و فروش گذاشته ميشوند. در اين حوزه ها
علاوه بر کشورهای فقير، ,ابر قدرت ها, وقدرت
های غربی هم وارد گود ميشوند. بنابرگزارش گروه
های حقوق کودک ساليانه بيش از 200000 کودک
تنها از کشورهای آفريقايی برای فروش به
کشورهای غربی انتقال داده ميشود. دو محقق
آمريکايی دکتر ريچارد استس و دکتر نيل آلن
وينر تخمين زده اند در خود ايالات متحده
162000 نوجوان بی خانمان و 57000 کودک در خانه
ها قربانی تجارت جنسی هستند. بنا برتخمين آنها
در ايالات متحده 30 درصد نوجوانان در پناهگاه
ها و 70 درصد نوجوانان بی خانمان قربانی اين
تجارت غيرانسانی هستند.
همچنين پژوهش ها
نشان داده در مسکو حدود 25 درصد ,کالای جنسی,
را خردسالان کمتر از 18 سال تشکيل ميدهند.حالا
که ,مهندسان اجتماعی, نوليبرال سخت در کارند و
برای شکوفايی ,صنعت تن فروشی, و رفع موانع از
سر راه آن برنامه ريزی ميکنند، ميتوان حدس زد
کودکانی که جامعه برای آنها ميراثی جز ,تن,
شان باقی نگذاشته، در مقابل چه هيولايی قرار
ميگيرند. در عصر پرشتاب که انسان به کمک تکنولوژی مدرن در ثانيه ها
انبوهی گيج آور از ثروت توليد ميکند، جامعه
بشری نميتواند به ميليون ها کودک خود غذا، آب
سالم، سرپناه و يک نيمکت مدرسه اختصاص بدهد.
اما قدرتمندان مستبد و غير مستبدی که زمين و
آدم هايش را مال خود ميدانند ميتوانند
ميلياردهاثروت را صرف نيروهای سرکوب و ايجاد
نيروهای نظامی و شبه نظامی و ارتش های مجهز
درخدمت حفظ قدرت خود بکنند، و يا زمين و دريا
را به انبارهای در حال انفجار اسلحه بکنند که
اکنون چند دهه است تقريبا هرروزه در اين يا آن
گوشه جهان از هوا و زمين مردم را به بمب و توپ
و گلوله می بندند و اختراعات شگفت انگيز آنها
در صنايع جنگی و آدم کشی هر گونه تصوری از دست
يابی به امنيت برای بشر را به توهم تبديل کرده
است.
نفرت انگيزتر اينکه آنها وقتی بر سر تقسيم
قدرت و ثروت با هم نزاع ميکنند هريک خود را
مدافع آن دخترکان هفت سين فروش و کنجد فروش
ميخوانند و ادعا ميکنند برای رفاه و خوشبختی و
امنيت آنهاست که به نزاع با رقيب روی آورده
اند. در اين رابطه سران ,فاميل, های متخاصم
مافيا، هم شرم و هم شرف شان بيشتر است که ما
را از چنين ادعاهايی مصون ميدارند وصاف و پوست
کنده قبول ميکنند که بر ,تقسيم قلمرو, و
افزايش سهم خود از غارت مردم به جان هم افتاده
اند.
کودکان کار، هم در
جنگ هم در صلح، هم هنگام دوستی غارتگران باهم
هم هنگام خصومت شان، هم به هنگام شکوفايی
اقتصادی هم در زمان بحران و رکود غارت ميشوند.
در همين بحران مالی اخير دولت های آمريکا و
اروپا ميلياردها دلار از محل بودجه عمومی را
به حمايت از موسسات مالی متقلب که به علت
افراط در فساد در حال ورشکستگی قرار گرفته
اند، اختصاص دادند. اين پول ها و همچنين عواقب
کاهش ارزش دلار نه تنها جيب ماليات دهندگان آن
کشورهارا می برد بلکه از کيسه اکثريت مردم
جهان خرج ميشود و بی هيچ ترديدی بر تعداد
کودکان کار در سراسر جهان می افزايد.
به اميد اينکه
دختر هفت سين فروش ماهم مثل آن دختر کنجدفروش
از دفتر و مشق غافل يا بهتر است بگوئيم محروم
نماند، چرا که وقتی چالش اين کودکان برای غلبه
بر فقر وقتی با چالش برای غلبه بر بيسوادی و
ناآگاهی همراه باشد، نهايتا چالشی برای رهايی
از چنگال قدرت های تبهکار و همه تبعات آن برای
آزادی و برابری هم هست.
مروري بر مبارزات حقوقي جنبش زنان و
عملكرد مجلس هفتم
زهرا مینویی
مروری
بر وقایع حقوقی پیشآمده از فروردین ماه 86
تاکنون، نشان میدهد عمده فعالیتهای جنبش
زنان در سالهای اخیر و به خصوص امسال، متمرکز
بر رفع نابرابریها در عرصه قانون بوده است.
اما مجلس هفتم به عنوان نهاد قانونگذار در طی
عمر سه و نیم سالهاش هیچ اقدامی برای رفع این
نابرابریها نکرده و فقط در ماههای اخیر و با
توجه به نزدیک بودن زمان انتخابات، به جهت
کمرنگ نشان دادن ناکارآمدیاش در حوزة زنان،
فعالیتهایی را شروع کرده است که البته این
فعالیتها نهتنها در جهت رفع نابرابریها
نیست، بلکه تحت
بیشتر
در جهت خانهنشین کردن زنان عمل کرده است. از
طرفی دولت نیز با امنیتی کردن فضا برای فعالین
جنبش زنان، بیشترین کمک را به مجلس کرده است.
در این یادداشت به بررسی مختصر رويكرد مطالبات
جنبش زنان و عملكرد مجلس هفتم میپردازیم.
کمپین
قانون بیسنگسار، کمپین یک میلیون امضا برای
رفع قوانین تبعیضآمیز، ابتکار "مادر من، وطن
من"، کمپین دفاع از حق ورود زنان به
ورزشگاهها، اعتراض به طرح امنیت اجتماعی ،
اعمال سهمیهبندی جنسیتی در دانشگاهها و
اعتراض به فشارهای غیرقانونی علیه فعالان جنبش
زنان از جمله فعالیتهای گروههای مختلف زنان
است که همگی بر رفع قوانین نابرابر در
حوزههای مختلف اصرار دارند.
كمپين
قانون بي سنگسار، خواستار توقف اجراي حكم
سنگسار در زندانها و حذف قانون سنگسار از
قانون مجازات اسلامي است. این كمپين با همراهي
شبكه وكلاي داوطلب، وكالت بسياري از زناي كه
به جرم زناي محصنه در زندانها بسر مي برند را
به عهده گرفته و توانسته تعداد زيادي از آنها
را از مجازات رجم برهاند. در حال حاضر نيز
با فعالیت گستردة خود تا حذف قانون سنگسار به
فعالیت داخلي و بين المللي خود ادامه میدهد.
کمپین یک میلیون امضاء، با روش آموزش چهره به
چهره و با بیان نابرابریهای موجود در قوانین
مانند نداشتن حق طلاق، نابرابری دیه زن و
مرد،پذيرفته نشدن شهادت زنان و ... به
جمعآوری یک میلیون امضاء پرداخته است. در
بيانيه كمپين آمده كه" ما خواستار رفع تبعيض
از زنان در كليه قوانين بوده و از قانونگذار
مي خواهيم نسبت به بازنگري و اصلاح قوانين بر
اساس تعهدات بين المللي دولت اقدام نمايد.".
ازدواج دختران ايراني با مردان خارجي، بويژه
افغاني و عراقي، و تولد هزاران کودک که اکنون
بدون هيچ تابعيتي در ايران زندگي
مي کنند، معضلي حقوقي، فرهنگي است که ابتکار
"مادر من، وطن من" در تلاش است تا با نقدهاي
حقوقي و به چالش كشيدن قوانين در اين حوزه
عملكرد ضعيف مجلس و دولت را جبران كند. هم
زمان با تمركز فعاليت هاي جمعي جنبش زنان بر
رفع تبعيض ها و نابرابري هاي موجود، اعمال
سياستهاي جداسازي جنسيتي در فضاهاي عمومي، بر
تبعيض و نابرابري زنان در دسترسي به حقوق
شهروندي دامن زد. كمپين "دفاع از حق ورود زنان
به ورزشگاه ها" با خواسته آزادي دسترسي زنان
به فضاهاي ورزشي به مثابه يکي از مصاديق مسلم
تبعيض و نابرابري، به عنوان يكي از مطالبات
جنبش زنان، مطرح شد. اعمال سياستهاي تبعيض
جنسيتي فقط محدود به فضاهاي عمومي نيست بلكه
دانشگاه ها و آموزش عالي نيز با اعمال سهميه
بندي جنسيتي، مانع از ورود دختران به
دانشگاهها شدند. گروه ميدان زنان، کميسيون
زنان دفتر تحکيم وحدت و شبکه وکلاي داوطلب ضمن
اعلام اعتراض نسبت به آن، فراخواني براي
اعتراض به سهميه بندي جنسيتي در آموزش عالي و
اعلام شکايت حقوقي از اعمال سهميه بندي جنسيتي
در کنکور منتشر كردند. به اين ترتيب يكي ديگر
از خواسته هاي حقوقي جنبش زنان كه حذف
سهمیهبندی جنسیتی است، به چالش جدی میان
گروههای مختلف جنبش زنان، جنبش دانشجویی و
وزارت علوم تبدیل شده است.
در حالی
که جنبش زنان به دنبال احقاق حقوق قانونی خود
در حوزههای خصوصی و عمومی در جامعه است.
نمایندگان مجلس هفتم با مطرح کردن «افزایش
مرخصی شیردهی و کم نشدن مدت آن از مرخصیهای
استحقاقی»، « کم کردن ساعت کار بانوان و
بازنشستگی پیش از موعد آنان »، «افزايش مرخص
زايمان
همانند سه سال اخیر در جهت تدوین و تصویب
قوانینی گام برداشتهاند که اگرچه شاید در
کوتاهمدت و به ظاهر به نفع زنان باشد اما در
دراز مدت آنها را از بازار و اشتغال خارج
میکند و باعث حذف زنان از صحنه جامعه میشود.
با تصویب این قوانین، کارفرمایان ترجیح
میدهند که زنان را استخدام نکنند و این خود
در راستای نگرش خانهنشین کردن زنان در قالب
حفظ صیانت خانواده است. دولت نیز همگام با
مجلس در این دو سال با اجرای طرح موسوم به
ارتقای امنیت اجتماعی، بازداشت و محاکمه
فعالین جنبش زنان، توقیف مجله زنان به عنوان
ایجاد مانع برای افزایش آگاهیهای جنسیتی
زنان، به رسمیت نشناختن فعالیتهای گروههای
مختلف جنبش زنان و سازمانهای غیردولتی، در
جهت حذف زنان از عرصههای عمومی کمک کرده است. با اوج گرفتن
مطالبات حقوقی گروههای جنبش زنان، مجلس هفتم
با بیاعتنایی به مطالبات زنان، لایحه حمایت
خانواده را در مجلس مطرح کرد تا ثابت كند كه
تا چه اندازه به خواسته هاي حقوقي وعملي جنبش
زنان كه بر خواسته از مطالبات توده زنان جامعه
است بي اعتناست. با مطرح شدن این لایحه، موج
گستردهای از اعتراضات طیفهای مختلف زنان
آغاز شد.
سایت میدان نيز در پی اعتراض به لایحه حمايت
از خانواده، کارت پستالهایی را با عنوان" نه
به لایحه حمايت از حقوق مردان خانواده" که
خواستههای حقوقی زنان چون حق طلاق و ... پشت
آن درج شده بود را چاپ کرد. این کارت پستالها
در ميان اقشار مختلف جامعه پخش شد و از همه
خواسته شد آن را امضاء کرده و برای نمايندگان
مجلس پست کنند.
گروههای دیگر هم با نوشتن نامههای
اعتراضآمیز و برگزاری میزگردهای مختلف به
انتقاد از این لایحه پرداختند. فشار مخالفتها
به اندازهای گسترده بود که باعث شد تا نه
تنها لایحه برای تصویب به صحن علنی مجلس برده
نشود، بلکه مطرح کردن آن هم به تعویق بيفتد.
نمایندگان مجلس هفتم در پی اعتراض گسترده
فعالان جنبش زنان و برای توجیه غفلت سه ساله
خود از مطالبات زنان و همچنين به منظور
کمرنگ جلوه دادن کاستیهای طرفداران لایحه
حمایت از خانواده و نیز با توجه به نزدیکی
زمان انتخابات، طرح ارثبری زن از همه دارایی
همسر را مطرح کردند. هر چند به نظر میرسد
مطرح کردن ارث بردن زن از زمين به دلیل حساسیت
جنسیتی نمایندگان و رفع یکی از تبعیضها علیه
زنان نبوده، بلکه بیشتر شبیه به فرمانبری از
دستورات اخیر مقام رهبری درباره رفع ظلم از
زنان و عقب نشيني در مقابل اعتراضات گسترده
فعالان جنبش زنان بوده است.
با مروری کوتاه به مصوبات سه سال و نیم مجلس هفتم، به روشنی در مییابیم که
مجلس هفتم اولویت چندانی برای تصویب تغییراتی
به نفع زنان، قائل نبوده است. این در حالی است
که مطالبات جنبش زنان در سالهاي اخير و بخصوص
سال 86 با رويكرد حقوقی، بر تغییر قوانین
نابرابر و رفع تبعیض متمرکز بوده است.
بنابراین خواست جنبش زنان برای تغییرات حقوقی
همچنان در مقابل فقدان اراده نهادهایی چون
مجلس و دولت برای انجام اصلاحات بنیادین در
این زمینه قرار دارد.
انگار
هر یک از آنها دو طرف طنابی را گرفته اند و به
قدر قدرت خود می کشند؛ تا کی و کجا این طناب
پاره شود.
مدیر
مسئول
مهناز خزائی
هیئت
تحریریه
مقالات: وحید رشادی
خبر و گزارش: علیرضا غنائی
آدرس :
Mahnaz Khazaie
Rumann Str. 17-19
30161 Hannover
Tel.: 01777312211 -- 01773180358
Email.: aghanaie@yahoo.com
khazaie75@yahoo.de
www.azadegy.de/Fariade%20Ma/index.htm
یادآوری
این نشریه زیر نظر مدیر مسئول و هیئت
تحریریه برای رساندن فریادمان به دیگران و
دفاع از حقوق انسان ها در ایران و افشاگری
جنایات و خیانتهای رژیم اسلامی منتشر میشود.
نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به
معنی تائید و پذیرش آنها نمیباشد .
با اعتقاد به گسترش افکار، استفاده و
انتشار آثار چاپ شده در این نشریه کاملاً آزاد
است
فریاد ما